داستانهاى شيرين از نماز شب
  صفحه اول -> داستان هاي نماز
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
داستانهاى شيرين از نماز شب1390-3-16

 

نام كتاب : داستانهاى شيرين از نماز شب

مؤلف : سيد عبدالله حسينى

مقدمه

در فضيلت نماز شب و آثار آن

وقت نماز شب

كيفيّت نماز شب به صورت مختصر

كيفيّت نماز شب به صورت مفصّل

سفارش جبرئيل به نماز شب

در حالات رسول خدا صلى الله عليه و آله

شب زنده داران در قيامت

شب زنده دارى دختر امام حسين عليه السلام

بدآموزى و كج انديشى

حضرت زينب (س ) در شب يازدهم محرّم

لذّت مناجات

تهجّدِ امام

نماز شب در يكى از حسّاس ترين فرازهاى تاريخ

كرامتى از امام راحل رحمه الله عليه

حاج ميرزا جواد ملكى رحمه الله عليه

محدّث قمى رحمه الله عليه

علامه مجلسى اوّل رحمه الله عليه

ملاّ محمّد اشرفى

حجة الاسلام شفتى

آخوند ملاّ محمّد كاشى

شيخ جعفر كاشف الغطاء

آقا نجفى قوچانى

استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى

تعطيل درس

استاد شهيد مرتضى مطهّرى

شهيد قدّوسى (ره )

سجده اى طولانى

گفتارى از ملاّ حسينقلى همدانى (ره )

نامه اى به مرحوم كمپانى

دستورى از شاهين بلند پرواز آسمان عرفان

نماز شب ، در شب زفاف

امام رضا (ع ) پيراهنى به ((دعبل )) هديه داد ...

چرا شبها نمى خوابى

وصيّت كرد سجّاده اش را با او دفن كنند

هرگز حتى در ليلة الهرير نمازشبم را ترك نكردم

نفيسه عروس امام صادق عليه السلام

نماز شب نخوانده بود گريه مى كرد

كسى كه براى خشنودى خدا نماز شب بخواند

درخواست مهلت براى خواندن نماز و...

نماز شب در اسارت

غير از نماز شب چيز ديگرى سود نبخشيد

امام حسين عليه السلام و يارانش در شب عاشورا

زنى صالحه در زمان حضرت عيسى (ع )

كسيكه در نيمه شب تار، با مولايش خلوت كند

در حالات مرحوم شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء

سفارش امام حسين عليه السلام به خواهرش در روز عاشورا

بيدار كردن فرشتگان بندگان را ...

نماز شب آيت اللّه سيد احمد كربلايى

نماز شب امام هادى عليه السلام

آيا نبايد بنده شكرگزار خدا باشم

هر شب با صداى استاد از خواب بيدار مى شد

اين مرد نيمه شب تهجّد با آه و ناله داشت

اگر مقام محمود مى خواهى شب بيدار باش

در حالات مرحوم ميرزاجواد ملكى تبريزى (ره )

اميرمؤمنان على عليه السلام و شبهايش

با خواندن نماز شب تاريكى قبر را يادآور شويم

پاداش نماز شب بيان نشده

هيچگاه نماز شبش ترك نشد

شب زنده دارى مرحوم ملا هادى سبزوارى

دعا در نماز براى همه

در حالات مرحوم ميرزاى قمى رحمه الله عليه

شيخ مفيد (ره )

در حالات امام خمينى رحمه الله عليه

در بين راه مشغول خواندن نمازهاى نافله ...

تا حالا نشده من از نماز شب ايشان بيدار شوم

عارفان ، سرمه بيدارىِ شب بر چشمانشان كشيده اند

كنيزك نماز شب خوان

اگر بهشت مى خواهى نماز شب بخوان

نصيحت على عليه السلام براى مردم عراق

بر تو باد به استغفار در تاريكى شب

نماز شب حضرت مهدى عليه السلام

((عباد)) يكى از سربازان رسول خدا صلى الله عليه و آله و نماز شب او

نماز شب مرحوم ميرزا سليمان تنكابنى

مادرم فاطمه زهرا عليها السلام در نماز شبش ...

مال شبهه ناك مانع نماز شب مى شود

اى صبح ! تو شاهد باش ...

نماز شب علامه محمد تقى مجلسى رحمه الله عليه

مهلت خواستن حضرت مريم عليها السلام

رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان ...

گريه هاى شبانه

بيدار نشدن مرحوم آخوند كاشى براى نماز شب

شيطان مانع بيدار شدن مى شود

ذكر موجودات

شب زنده دارى مرحوم شيخ جعفر كبير

رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان در حال قيام بود كه ...

دعا براى روزى ، در نماز شب

خانه هايى كه هنگام شب در آنها نماز خوانده مى شود

تأ ثير سحرخيزى زن

نمونه اى از نماز زاهدان روزگار

چه كنيم كه براى نماز شب بيدار شويم

عبادت در شب و استجابت دعا

نماز صفت پارسايان

آثار هفتگانه نماز شب در كلام امام صادق عليه السلام

كسب هيبت و ابهّت با نماز شب

نماز شب و رفع مشكلات

           مقدمه

الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و آله اءجمعين لاسيّما بقيّة اللّه فى الا رضين واللّعن الدّائم على اءعدائهم من الا ن إ لى قيام يوم الدين .

يكى از امورى كه بايد همه مسلمانان مورد عنايت قرار دهند، سحرخيزى و تهجّد و راز و نياز سحرگاهان است .

در قرآن كريم بيش از ده مورد، اين مسأ له ياد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخيزان و شب زنده داران ، تجليل و تمجيد شده است .

((تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْلَمُونَ)).(1)

پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى شود و از جايگاه خودشان بر مى خيزند و پروردگارشان را از روى بيم و اميد مى خوانند و از آنچه به آنان داده ايم انفاق مى كنند، كسى نمى داند كه به پاداش اعمال آنها چه چيزهايى كه باعث چشم روشنى است ، براى آنها ذخيره شده است .

تاك خويش از گريه هاى نيمه شب سيرآب دار

 

كز درون او شعاع آفتاب آيد برون

 

ذرّه اى بى مايه اى ترسم كه ناپيدا شوى

 

پخته تر كن خويش را تا آفتاب آيد برون

 

در گذر از خاك و خود را پيكر خاكى مگير

 

چاك اگر در سينه ريزى ، ماهتاب آيد برون

 

گر به روى تو حريم خويش را در بسته اند

 

سر به سنگ آستان زن ، لعل ناب آيد برون

 

(اقبال )

روايات در فضيلت نماز شب و مذمّت و نكوهش تاركان آن بنا به گفته عارف واصل مرحوم حاج ميرزا جواد ملكى (ره ) در كتاب ((اسرار الصّلوة )) به حدّ تواتر رسيده است .

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

((لَيْسَ مِنْ شِيْعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوة اللّيل ))(2).

كسى كه نماز شب نمى خواند، از شيعيان ما نيست )).

شب مردان خدا روز جهان افروزست

 

روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست

 

مرحوم ملكى مى فرمايد: استادم [ملا حسينقلى همدانى ] به من فرمود: ((فقط متهجّدين هستند كه به مقاماتى نائل مى گردند و غير آنان به هيچ جايى نخواهند رسيد)).(3)

علاّمه طباطبائى رحمه الله عليه مى فرمايد:

چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرّف شدم ، از نقطه نظر قرابت و خويشاوندى و رحميّت گاهگاهى به محضر مرحوم قاضى شرفياب مى شدم ، تا يك روز درِ مدرسه اى ايستاده بودم كه مرحوم قاضى از آنجا عبور مى كردند، چون به من رسيدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: ((اى فرزند! دنيا مى خواهى نماز شب بخوان و آخرت مى خواهى نماز شب بخوان )).

اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن زمان به بعد تا زمانى كه به ايران مراجعت كردم ، پنج سال تمام ، در محضر قاضى روز و شب به سر مى بردم و آنى از ادراك فيض ايشان دريغ نمى كردم و از آن وقتى كه به وطن بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پيوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضى طبق روابط استاد و شاگردى ، دستوراتى مى دادند و مكاتبات از طرفين برقرار بود.

علاّمه مى فرمودند:

((ما هر چه داريم از مرحوم قاضى داريم .))(4)

در حديثى از امام صادق عليه السلام چنين مى خوانيم :

((أَبْغَضُ الْخَلْقِ إ لى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار)).

مبغوض ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب و] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.

خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر

 

حيوان را خبر از عالم انسانى نيست

 

دوش مرغى به صبح مى ناليد

 

عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

 

يكى از دوستان مخلص را

 

مگر آواز من رسيد بگوش

 

گفت باور نداشتم كه تو را

 

بانك مرغى چنين كند مدهوش

 

گفتم اين شرط آدميّت نيست

 

مرغ تسبيح گوى و من خاموش

 

(سعدى )

كتاب حاضر شامل كيفيّت خواندن نماز شب به صورت مختصر و مفصّل و شامل گلچينى از آيات و رواياتى در فضيلت نماز شب و داستانهايى از علماء و بزرگان كه اهل نماز شب بودند و اثرات و نتيجه هاى خاصى از نماز شب ديدند، مى باشد.

اين مختصر را جهت شادى قلب امام زمان (عجّ اللّه تعالى فرجه الشّريف ) و رفع موانع ظهور آن حضرت و شادى روح امام عزيز و تمام شهدا، هديه مى نمايم تا شايد مورد دعاى حضرت مهدى عليه السلام قرار گيريم . و به واسطه دعاى آن حضرت همه ما از بندگان خوب خدا و بهترين امّت پيامبر و شيعيان خاص اميرمؤمنان و اولاد معصوم آن حضرت عليهم السلام قرار گيريم انشاء اللّه .

التماس دعا

سيزدهم جمادى الاول

مصادف با سالروز شهادت حضرت زهرا عليها السلام

سيد عبداللّه حسينى

در فضيلت نماز شب و آثار آن

و از حضرت صادق عليه السلام روايتست كه فرموده بود در وصيّت رسول خدا به على عليهما و آلهما السّلام : يا على وصيّت مى كنم تو را در باب نفس ‍ خودت به چند خصلت پس حفظ كن آنها را، بعد از آن فرمود: خداوندا يارى كن او را و ذكر فرمود جمله اى از خصلتها تا اينكه فرمود:

((وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ الزَّوالِ))

بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز شب ، بر تو باد به نماز زوال و سه بار تكرار فرمود.

و ظاهر اين است كه حضرت اراده كردند به نماز شب سيزده ركعت را و به نماز زوال هشت ركعتى كه نافله زوال است .

وقت نماز شب

وقت نماز شب از اول نيمه شب است تا طلوع صبح صادق .

توضيح : شب از ديدگاه شرع عبارت است از اول مغرب تا طلوع صبح صادق . بنا بر اين در ساعت 12 شب كه عبارت است از نيمه غروب تا طلوع آفتاب بيش از نيم ساعت از نيمه شب شرعى گذشته است .

- افضل آن است كه نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر عبارت است از يك سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزديكتر باشد افضل خواهد بود.

- شخص مسافر مى تواند نماز شب را پيش از نيمه بخواند.

- جوانى كه مى ترسد بخواب بماند و نماز شب از او فوت شود مى تواند نماز شب را پيش از نيمه شب بخواند.

- همه كسانى كه براى خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذرى دارند مانند پيرمردان و يا كسى كه از سرد شدن هوا مى ترسد و يا از جنب شدن در خواب مى ترسد و مانند اينها مى توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.

امام صادق عليه السلام فرمود:

اگر بيم دارى كه پايان شب برنخيزى يا سرما و مشكل ديگرى مانع نماز شبت خواهد شد، نماز شب و ((وتر)) را در اوّل شب بخوان .(5)

- در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل ) و جلو انداختن بخواند.

- اگر نماز شب از كسى فوت شد مى تواند قضاى آن را در روز به جا بياورد.

((مفضّل )) مى گويد:

به امام صادق عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم ؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى شوم ، آيا اجازه مى فرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم ؟

فرمود: آرى ؛ امّا اهل خانه ات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مى گيرند و اين كار را سنّت قرار مى دهند.(6)

تذكّر: قضاى نماز شب را فضيلت بسيار است چنانچه در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه :

شخصى به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا كه اتّفاق مى افتد كه يك ماه و دو ماه و سه ماه نماز شب از من فوت مى شود و من آن را به روز قضا مى كنم ، آيا اين كار جايز است ؟

فرمود: به خدا قسم اين كار مايه روشنى چشم تو است و اينجمله را سه بار تكرار كرد.

- قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مى داند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.

تذكر: براى تشويق جوانان عزيز روايتى در مورد قضاى نماز شب نقل مى كنم :

اسحق بن عمار ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا صلى اللّه عليهم اءجمعين نقل مى كند كه فرمود:

((ان اللّه يباهى بالعبد يقضى صلوة اللّيل بالنهار يقول ملائكتى عبدى يقضى ما لم افترضه عليه اشهدوا انى قد غفرت له )).

خداى تعالى با بنده اى كه نماز شب را در روز قضا بكند مباهات مى كند و مى فرمايد:

((اى فرشتگان من ، اين بنده من چيزى را كه به او واجب نكرده ام قضا مى كند گواه باشيد كه من او را آمرزيدم )).(7)

- جوانى كه مى ترسد به خواب بماند اگر پيش از نيمه شب نماز شب را خواند و خوابيد و پيش از صبح بيدار شد لازم نيست نماز شب را دوباره بخواند.

- اگر مشغول نماز شب شد و صبح طلوع كرد اگر چهار ركعت از نماز شب را خوانده است كه صبح شد بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحبات مى خواند و اگر هنوز چهار ركعت از نماز شب نخوانده صبح شد همان دو ركعتى را كه شروع كرده تمام مى كند و پس از آن دو ركعت نافله صبح را مى خواند و سپس دو ركعت نماز صبح واجب را مى خواند و پس از آن باقيمانده نماز شب را قضا مى كند و اگر اصلاً به نماز شب شروع نكرده صبح طلوع كرد دو ركعت نافله صبح را اوّل مى خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضاى نماز شب را به جا مى آورد.(8)

امشب آن نيست كه در خواب رود چشم نديم

 

خواب در روضه رضوان نكنند اهل نعيم

 

خاك را زنده كند تربيت باد بهار

 

سنگ باشد كه دلش زنده نگردد به نسيم

 

بوى پيراهن گم كرده خود مى شنوم

 

گر بگويم همه گويند ضلالى است قديم

 

اى رفيقان سفر دست بداريد از ما

 

كه بخواهيم نشستن به در دوست مقيم

 

كيفيّت نماز شب به صورت مختصر

- نماز شب مجموعاً يازده ركعت است كه ده ركعت آن هر دو ركعت به يك سلام خوانده مى شود و يك ركعت به يك سلام .

- هشت ركعت از يازده ركعت را بايد به نيت نماز شب خواند و دو ركعت آن را به نيّت نماز (شفع ) و يك ركعت آن را به نيت نماز (وتر).

- فضيلت نمازهاى شفع و وتر بيش از هشت ركعتى است كه به نيت نماز شب خوانده مى شود.

- انسان مى تواند فقط به نماز شفع و وتر اكتفا كند و هشت ركعت را نخواند.

- اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ باشد مى تواند فقط به نماز وتر اكتفا كند.

- اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مى خواهد نماز وتر را بخواند بايد آن را (رجائا)(9) بخواند.

- جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتّى در حال اختيار، ولى اگر مى خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت مى شود به نيّت نماز شب بخواند و دو بار دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شَفع . و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيّت نماز وَتر.(10)

- خواندن سوره در ركعتهاى نماز شب لازم نيست و مى تواند فقط به خواندن سوره (حمد) اكتفا كند و همچنين قنوت در ركعتهاى دوّم مستحب است و مى تواند بدون قنوت بخواند.

- نماز وتر يك ركعت است ، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن (11).

- لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند بلكه مى تواند در دو سه نوبت بخواند بلكه با فاصله خواندن افضل است . همانطور كه رسول خدا تهجد مى كرد.

- مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده اش كسى مى خواهد به نماز شب برخيزد بيدار شود. چنانچه در روايت است و علماء نيز تصريح به استحباب بلند خواندن كرده اند.

- بديهى است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جائى است كه از ريا و سمعه در امان باشد و اگر خداى نخواسته خوف ريا و سمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.

امام صادق عليه السلام فرمود:

صلوة الليل تذهب بذنوب النهار

نماز شب گناهان روز را پاك مى كند

بحار الانوار: ج 84، ص 143 و 154.

مستدرك : 6/330.

كيفيّت نماز شب به صورت مفصّل

چون از خواب برخاست سجده كند براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد:

((اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَحْيانى بَعْدَ ما اَماتَنى وَ اِلَيْهِ النُّشُورُ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى رَدَّ عَلَىَّ رُوحى لاَِحْمَدَهُ وَ اَعْبُدَهُ)).

و چون برخاست و ايستاد بگويد:

((اَللّهُمَّ اَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَلَّعِ وَ وَسِّعُ عَلَىَّ الْمَضْجَعَ وَارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمُوتِ)).

و چون صداى خروس شنيد بگويد:

((سُبُّوْحٌ قُدُّوْسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوَّْءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى اِنَّهُ لا يَغْفِرُالذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ)).

و چون نگاه كند به اطراف آسمان بخواند:

((اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُوارى مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ وَ لا سَماَّءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَ لا اَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ وَلا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَلا بَحْرٌ لُجِّىُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَىِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلى مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الاْ عْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوْرُ غارَتِ النُّجُوْمُ وَ نامَتِ الْعُيُونُ وَ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ)).

پس بخواند پنج آيه آل عمران :

((اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَْرضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لاََّياتٍ لاُِولِى الاَْلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فى خَلِقِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ رَبَنّا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَيْتُهُ وَما لِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ امِنُوْا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاَْبْرارِ رَبَّنا وَاتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلاتُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْميعادَ)).

مسواك كند،(12) و بعد از آن وضو بسازد وضوء كامل و خود را خوشبو سازد، پس برخيزد به نماز شب .

ابتدا شروع مى كند به هشت ركعت نماز شب و بعد از هر دو ركعت ، سلام مى دهد، و خوبست كه در دو ركعت اوّل بعد از حمد سى مرتبه توحيد بخواند، (كه در دو ركعت مجموعا شصت مرتبه توحيد خوانده شود) از اثرات ثواب آن اين استكه : تا منصرف شود از نماز نبوده باشد ميان او و خداى عزّوجلّ هيچ گناهى .

و يا آنكه در ركعت اوّل آن توحيد و در ركعت دوّم قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ بخواند.

در شش ركعت ديگر حمد و هر سوره كه خواهد بخواند و كافى است حمد و قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ در هر ركعتى .

و چنانكه سنّت است قنوت در نمازهاى واجبى ، در هر ركعت دوّمى از نافله ها نيز سنّت است .

و كافى است در قنوت سه بار سُبْحانَ اللّهِ گفتن .

و يا آنكه گفته شود:

اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ.

و يا آنكه بگويد:

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْجَلُّ الاَْكْرَمْ.

و روايت شده كه حضرت امام موسى عليه السلام چون شب در محراب عبادت مى ايستاد مى خواند: ((اَللّهُمَّ اِنَّكَ خَلَفْتَنى سَوِيّاً...)) و اين دعاء پنجاهم صحيفه كامله است .

و چون فارغ شود از هشت ركعت نماز شب پس بجا بياورد دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر.

و مى خواند در اين سه ركعت بعد از حمد قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ تا بمنزله آن باشد كه يك ختم قرآن كرده باشد، زيرا كه سوره توحيد ثلث قرآن است ، و يا آنكه بخواند در نماز شفع در ركعت اوّل حمد و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و در ركعت دوّم حمد و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ.

و چون از نماز شفع فارغ شد مستحب است آنكه بخواند:

اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُوْنَ...)) و اين دعائى است كه در اعمال شب نيمه شعبان در مفاتيح الجنان مذكور شد.

و چون از دو ركعت شفع فارغ شد بر مى خيزد به جهت يك ركعت وتر و مى خواند در آن حمد و سوره توحيد و يا آنكه مى خواند بعد از حمد قُلْ هُو اللّهُ اَحَدٌ سه مرتبه ، و معوذّتين يعنى قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ، پس دست بر مى دارد براى قنوت و دعا مى خواند آنچه بخواهد.

شيخ طوسى رحمه الله عليه فرموده : دعاهائى كه در قنوت نماز وتر خوانده مى شود از زيادى به شمارش نمى آيد.

مستحب است كه انسان در قنوت نماز وتر گريه كند از خوف خدا و ترس از عقاب خدا، يا خود را به حال گريه در آورد و دعا كند براى برادران مؤمن ، و مستحب است كه ذكر شود چهل نفر، پس بدرستيكه كسيكه دعا كند براى چهل مؤمن دعايش مستجاب مى شود انشاءاللّه تعالى . و دعا كند به آنچه خواسته باشد.

شيخ صدوق رحمه الله عليه فرموده كه : حضرت رسول صلى الله عليه و آله در قنوت وتر مى خواند:

((اَللّهُمَّ اهْدِنى فيمَنْ هَدَيْتَ وَ عافِنى فيمَنْ عافَيْتَ و تَوَلَّنى فيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بارِكْ لى فيما اَعْطَيْتَ وَقِنى شَرَّ ما قَضَيْتَ فَاِنَّكَ تَقْضى وَ لايُقْضى عَلَيْكَ، سُبْحانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ وَ اُوْمِنُ بِكَ وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ يا رَحيمُ)).

سزاوار است آنكه هفتاد مرتبه بگويد:

((اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ)).

سزاوار است كه دست چپ را به دعا بلند كرده باشد و استغفار را به دست راست بشمارد

روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله استغفار مى كرد در نماز وتر هفتاد مرتبه و هفت مرتبه مى گفت : ((هذا مَقامُ الْعاَّئِذِ بِكَ مِنَ النّارِ)).

روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در سحر، در نماز وتر سيصد مرتبه مى گفت : ((اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ))(13). و بگويد بعد از اين : ((رَبِّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الْغَفُورُ الرَّحيمُ)).

و سزاوار است آنكه طول دهد قنوت را و چون فارغ شد از قنوت به ركوع رود و چون سر از ركوع برداشت بخواند اين دعا را كه شيخ در تهذيب از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام نقل كرده :

((هذا مَقامُ مَنْ حَسَناتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظيمٌ وَ لَيْسَ لِذلِكَ اِلاّ رِفْقُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلَ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُوْنَ طالَ هُجُوعى وَ قَلَّ قِيامى وَ هذَا السَّحَرُ وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُكَ لِذُنُوبى اِسْتِغْفارَ مَنْ لا يَجِدُ لِنَفْسِه ضَرّا وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوْراً)).

پس به سجده رود و نماز را تمام كند و بعد از سلام تسبيح حضرت زهرا عليها السلام بخواند، پس بگويد:

((اَلْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّباحِ اَلْحَمْدُ لِفالِقِ الاِْصْباحِ)).

و بگويد سه مرتبه :

((سُبْحانَ رَبِّىَ الْمَلِكَ الْقُدُّوْسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ))

پس بگويد:

((يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنىُّ يا كَريمُ ارْزُقْنى مِنَ التِّجارَةِ اَعْظَمَها فَضْلاً وَ اَوْسَعَها رِزْقاً وَ خَيْرَها لى عاقِبَةً فَاِنَّهُ لا خَيْرَ فيما لا عاقِبَةَ لَهُ)).

پس به سجده رود و بگويد پنج مرتبه : ((سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ)). پس بنشيند و بخواند آية الكرسى را، دوباره به سجده رود و ذكر سابق را پنج مرتبه بخواند.

((إ نَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ تقُوم أ دنى من ثُلْثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ و ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مَّنَ الَّذِينَ مَعَكَ.))

(اى پيامبر!) پروردگارت مى داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوّم شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى خيزند.

مزمّل : آيه 20.

((إ نَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْأً وَ أَقْوَمُ قِيلاً.))

مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت تر است .

مزمّل : آيه 6.

سفارش جبرئيل به نماز شب

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

برترين نمازها (ى مستحب ) نماز نيمه شب است و چه اندك است به جا آورنده آن .(14)

و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

جبرئيل آن قدر مرا به نماز شب سفارش كرد تا اين كه گمان كردم نيكانِ امّتم شب را نمى خوابند مگر اندكى از آن .(15)

و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خداوند حضرت ابراهيم را دوست خود انتخاب نكرد مگر براى دو كارش :

1 - اطعام به مستمندان 2 - نماز شب ، هنگامى كه مردم در خواب بودند.(16)

در حالات رسول خدا صلى الله عليه و آله

حضرت على عليه السلام فرمود:

هر گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى نماز شب بر مى خاست ، نخست مسواك مى كرد، سپس به آسمان مى نگريست و اين آيات را زمزمه مى كرد:

((إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ لاَ ياتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ...))

مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفتِ شب و روز، نشانه هاى (روشنى ) براى خرمندان است ... - (17)

(در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز دستور داده شده كه هر كس براى نماز شب بر مى خيزد، اين آيات را تلاوت كند).(18)

شب زنده داران در قيامت

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

در قيامت پس از آن كه خداوند همه انسانها را جمع كند، منادى ندا مى كند و مى گويد:

پيش آيند كسانى كه در نيمه هاى شب از بستر خواب دور مى شدند و خدا را مى خواندند و از خشم و غضبش بيمناك و به رحمتش اميدوار بودند.

آن گاه جمعى پيش روند و قبل از ديگران به جايگاههاى خود (در بهشت ) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ ديگر رسيدگى نمايند.(19)

شب زنده دارى دختر امام حسين عليه السلام

امام حسين عليه السلام درباره دختر بزرگوارش ((فاطمه ))(20) فرمود:

او در امر دين چنان بود كه تمام شب را به نماز مى ايستاد و روز را روزه مى گرفت .(21)

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى محمّد!... بدان كه شرف مؤمن ، نماز شب اوست و عزّتش بى نيازى او از مردم است .(22)

بدآموزى و كج انديشى

طلبه اى مى گفت : شخصى به ظاهر باسواد و متّقى به من گفت : بهتر است انسان نماز شب نخواند و نماز صبح را هم نزديك طلوع آفتاب به جاى آورد، براى اين كه دچار عُجب و خودبينى نشود، و چون نماز شب غرور مى آورد بايد آن را ترك كرد!

آن طلبه گفت : در اثر اين كلام (چون گوينده آن را مورد اعتماد مى دانستم ) چندين سال نماز شب نخواندم با اينكه سحر هم بيدار بودم !

ببينيد بدآموزى و كج انديشى را! به آن طلبه گفته شد:

آن شخص شيطان بوده كه چنين سخن مزخرفى را بر زبان رانده است ؛ زيرا، اگر اين سخن صحيح باشد در همه مستحبّات جارى است . بنابراين بايد گفت : نماز جماعت و قرآن و دعا و... نخوانيم زيرا مغرور مى شويم ! بى ارزش بودن اين گفتار به قدرى واضح است كه نيازى به تفصيل ندارد. چون بديهى است كه انسان در كنار انجام مستحبّات بايد رذائل اخلاقى را از خود دور كند. و اصلاً خودِ نماز شب باعث توفيق انسان براى ستردن و زدودن صِفات رذيله مى شود و آن خدايى كه توفيق سحرخيزى مى دهد توفيق پيراسته شدن از مرض خطرناك عُجب را نيز عطا مى كند.

ثانياً، چنين شخصى كه اين قدر لاابالى و بى تعهّد است كه نماز صبح خود را در آخر وقت مى خواند، معنى ندارد دچار عُجب بشود و اصلاً دليلى براى عُجب او نيست مانند كورى است كه نامحرم را نمى بيند! بلكه هنر است كه انسان با رعايت و انجام مستحبّات ، دچار خودپسندى نشود و خلاصه تقواى منفى به درد نمى خورد، آنچه سودمند است تقواى مثبت است .

سالك كامل مرحوم ملكى مى نويسد:

((گاهى از بعضى متهجّدين ، نماز شب فوت مى شود، ولى اين خود لطفى از سوى خداوند است ؛ براى اين كه آن شخص ، از تأ سف خوردن براى فوت نماز شب و موفّق نشدن به اين امر مهم ، اجر بيشترى ببرد و نيز از عُجب محفوظ و مصون بماند؛ ولى طبق آنچه از احاديث استفاده مى شود اين امر بسيار نادر است و بيش از يكى دو شب نمى شود)).(23)

راستى ، چه صادق است درباره آن شخص بدبخت و جاهل كه آن طلبه را چندين سال از اين فيض محروم داشت اين بيت اعتصامى كه مى گويد:

آموزگار خلق شديم امّا

 

نشناختيم خود، الف و با را

 

اين شخص ، دستِ كم به آيات قرآن كريم در اين موضوع توجّه نكرده و سخنى گفته است صد در صد مخالف با قرآن ، آنجا كه مى فرمايد: ((وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهجِّد بِهِ نافِلَةً لَك عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً)).(24)

برخى ديگر نيز چنين مى پندارند كه شب زنده دارى و نافله شب با درس ‍ خواندن منافات دارد و مانع تحصيل است و خلاصه اتلاف وقت است و بايد آن وقت را صرفِ درس خواندن و مطالعه كرد.

اين گروه نيز سخت در اشتباهند و نمى دانند كه تهجّد بهترين وسيله براى ازدياد توفيق تحصيل است و چه بسيار از تاركين تهجّد را ديده ايم كه نه تنها موفّق به تحصيل نشده اند، بلكه در گرداب گناه غرق گشته اند.

در اين باره مرحوم ملكى مى گويد:

((من بسيارى از محصّلين را مى شناسم كه از شب زنده داران بودند و همين موضوع سبب شد كه فهمى عميق و استقامتى بى نظير در امر تحصيل نصيبشان شد و به مراتب و مقامات والايى رسيدند و بالعكس ، كسانى هستند كه در مطالعه كتب علمى كوشش بسيار دارند ولى به جايى نمى رسند و از علم خويش سودى نمى برند و بركتى نمى بينند)).(25)

معلوم نيست كسانى كه داراى اين منطقند جواب ، ((لَيْسَ مِنْ شِعَتِنا)) و نيز ((لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوةَ اللّيْلَ)) را، چه مى گويند؟ چه پاسخى براى ((قُم اللّيْلَ إِلاّ قَلِيلا))(26) دارند؟

حضرت زينب (س ) در شب يازدهم محرّم

((در شب عاشورا حضرت زينب عليها السلام بود و امام حسين عليه السلام ، زينب بود و همه كس و همه چيز. در شب يازدهم زينب بود و زينب ، در اين شب زينب عليها السلام قافله سالار اسيران بود و نقطه اتكاء يتيمان !

مصائب هر چند بسيار سنگين بود و گران ، ولى حضرت زينب عليها السلام همچون كوهى استوار در برابر مصائب ايستاد و خم به ابرو نياورد!

به نگهبانى اسيران پرداخت ، به گرد آوردن زنان و كودكان پرداخت ، روان بخش پيكرهاى بى روح گرديد، نواى بينوايان بود و رمق بى رمقان .

از اين سو به آن سو مى دويد و گمشدگان را مى جست ، از ضرب تازيانه پيكرش مى سوخت ، خارهاى بيابان به پايش فرو مى رفت ، و جگرش ‍ مى سوخت ولى يتيمان را مى جست .

اين پيكر رنجديده ناتوان ، معجزه گر بود، چنان شايستگى به خرج داد كه يك بچه به زير سمّ ستور نرفت . يك زن در آتش نسوخت ، يك كودك در آن شامِ شوم گم نشد.

پس از آنكه از اين كارها فراغت يافت و از سلامت همه اطرافيان مطمئن شد، به سوى خدا رفت و به عبادت پرداخت ، نماز شب به جاى آورد.

آنقدر ناتوان و كوفته شده بود كه نتوانست ايستاده بخواند، در آن شب نماز شب را نشسته به جا آورد و با خداى خود به راز و نياز پرداخت .(27)

امام صادق عليه السلام فرمودند:

نماز شب موجب رضاى پروردگار و دوستى فرشتگان و سنّت پيامبران و ريشه ايمان و ناخوشايند شيطان است .(28)

لذّت مناجات

استاد شهيد، مى گويد:

((ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى برد، از آن ((استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه ))ها مى برد، از آن ((العفو گفتنها)) و يادكردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى برد، و آن لذّتى كه از آن ((يا ربّ يا ربّ)) گفتنها مى برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره ها مى گردد، احساس ‍ نمى كند.

لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميق تر، نيرومندتر و نشاطبخش تر است . ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است ، صرفاً شوخيهاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم . آيا در اين صورت توفيق پيدا مى كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان ((يا ربّ يا ربّ)) بگوييم ؟ اساساً بيدار نمى شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است ، تلو تلو مى خوريم .

پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى شود و چشمش مى افتد به آسمان پرستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است ، مى خواند و با هستى همصدا مى شود، احساس ‍ مى كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا.

يك چنين آدمى ، نمى تواند مثل ما زندگى كند نمى تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين ، انواع گوشتها، روغنهاى حيوانى و نباتى ، انواع شيرينى ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مى ميرد، اين آدم نمى تواند در نيمه هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى تواند لذّت ببرد.

لهذا كسانى كه چنين توفيقاتى داشته اند و ما چنين اشخاصى را ديده ايم به لذّتهاى مادّيى كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند. چه مانعى دارد كه من ذكر خيرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى كه يادم مى آيد مى ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خير بيفتد شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مى شود.

و حداقل قرآنى كه تلاوت مى كند يك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند حالا تقريباً صد سال از عمرش مى گذرد هيچ وقت نمى بينم كه يك خواب ناآرام داشته باشد... اينها دل را زنده مى كند، آدمى كه مى خواهد از چنين لذّتى بهره مند شود ناچار، از لذّتهاى مادّى تخفيف مى دهد تا به آن لذّت عميقتر الهى برسد)).(29)

آرى ، چنان پدر چنين فرزندى را به اجتماع تحويل مى دهد.

گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض

 

ورنه هر سنگ و گِلى لؤ لؤ و مرجان نشود

 

تهجّدِ امام

يكى از نزديكان امام مى گويد:

((پنجاه سال است كه نماز شب امام خمينى ترك نشده . امام در بيمارى ، در صحّت ، در زندان ، در خلاصى ، در تبعيد، حتّى بر روى تخت بيمارستان قلب هم ، نماز شب مى خواندند. امام در قم بيمار شدند و به دستور اطبّاء مى بايست به تهران منتقل شوند، هوا بسيار سرد بود و برف مى باريد و يخبندان عجيبى در جادّه ها وجود داشت ، امام چندين ساعت در آمبولانس بودند، و پس از انتقال به بيمارستان قلب باز نماز شب خواندند. شبى كه از پاريس به سوى تهران مى آمدند تمام افراد در هواپيما خوابيده بودند و امام تنها در طبقه بالاى هواپيما نماز شب مى خواندند.

و شما اگر امام را از نزديك ديده باشيد آثار اشك بر گونه هاى مبارك امام ، حكايت از شب زنده دارى و گريه هاى نيمه شب وى دارد.

بعضى از پاسداران در قم نقل مى كردند كه گاهى اوقات كه امام براى تهجّد بيدار مى شدند، آنها را مورد نوازش و تفقّد قرار مى دادند.))(30)

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

خداوند رحمت كند مردى را كه از خواب شب برخيزد و نماز شب بخواند و همسرش را نيز بيدار كند و او هم نماز بگذارد. و خداوند رحمت كند زنى را كه شب هنگام از خواب بيدار شود و نماز بخواند و همسرش را نيز بيدار كند و او هم نماز به جا آورد.(31)

نماز شب در يكى از حسّاس ترين فرازهاى تاريخ

در يكى از نشريه ها از قول فرزند امام خمينى آمده است :

1 - شبى كه از پاريس عازم ايران بوديم ، امام در هواپيما براى نماز شب برخاستند و چنان مى گريستند كه خدمه ارفرانس ، تعجّب كرده بودند و شنيدم كه پرسيده بودند: آيا امام از چيزى ناراحت هستند؟ من گفتم كه كار هر شب امام است .

2 - وقتى امام را از قم مى بردند براى زندان [در عصر طاغوت ] امام با حالتى نماز شب خواندند كه يكى از همراهيان بعداً به من گفت : كه ما تحت تأ ثير شديد نماز امام واقع شديم و يكى از آنها تا تهران گريه كرده بود.

3 - روزى كه از نجف عازم كويت شديم از صبح ساعت چهار حركت كرديم و شايد هم زودتر، درست بعد از اذان صبح و بعد از آن همه گرفتاريها ساعت دوازده و شايد بيشتر، سرانجام امام در هُتل بصره استراحت كردند.

دو ساعت نخوابيده بودند كه ساعتشان زنگ زد و بيدار شدند و نماز شب خواندند و بعد هم نماز صبح ...

كرامتى از امام راحل رحمه الله عليه

شهيد محراب مرحوم صدوقى مى گويد:

((ما مسافرتهايى با امام كرده ايم ، در مسافرت مشهد يك اخلاق پدرانه نسبت به ما مبذول داشتند. وقتى از ارض اقدس بر مى گشتيم در بين راه روسها براى بازرسى جلوى ماشين ما را گرفتند (در آن زمان قسمتهايى از ايران زير نظر دولتهاى شوروى و آمريكا و انگلستان بود) همگى پياده شديم و چون امام از اوّل تكليف ، مراقب نماز شب بودند و اين عمل ، صد در صد از ايشان ترك نشده ، بعد از پياده شدن خواستند كه نماز شب بخوانند. آن جا كه وسط بيابان بود آبى وجود نداشت . يك وقت نگاه كرديم آبى جارى شده ايشان آستين بالا زد و وضو گرفت . بعداً نفهميديم كه تا ايشان نمازش ‍ تمام شد آب بود يا نبود. به هر حال ما در آن سفر يك چنين كرامتى از ايشان ديديم )).(32)

و در اثر همين شب زنده داريهاست كه مى بينيم اين مرد بزرگ ، متصّل به ((معدن عظمت )) شده است و در راه خدا از هيچ چيز نمى هراسد.

بنا به نوشته بعضى ، امام خمينى در ضمن بيان ماجراى زندان رفتن خود فرموده اند:

((همان طور كه در آن جاده مستقيم [قم - تهران ] مى رفتيم ، من متوجّه شدم آن دو نفرى كه جلو نشسته بودند، يكى از آنها اشاره كرد به سمت راست [سمت راست آن جادّه درياچه نمك است ، كه برخى از مؤمنينى را كه عليه دولت فعاليّت شديد داشتند آنجا مى انداختند.] با دست كه به آن طرف اشاره كرد، من فهميدم مقصودش چيست ولى من از اوّل كه با آنها رفتم هيچ نترسيدم و آن وقت كه اشاره كردند هم واللّه نترسيدم .

ناقل اين قضيه ادامه مى دهد: يكى از مراجع كه در آن مجلس بود، وقتى اين عبارت را شنيد، دگرگون شد و در برابر عظمت اين مرد بزرگ الهى انگشت به دندان گرفت .))

حاج ميرزا جواد ملكى رحمه الله عليه

يكى از دوستان و نزديكانِ مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، مى گويد:

مرحوم ملكى رحمه الله عليه شبها كه براى تهجّد و نماز شب به پا مى خاست ، ابتدا در بسترش مدّتى صدا به گريه بلند مى كرد؛ سپس بيرون مى آمد و نگاه به آسمان مى كرد و آيات ((إ نَّ فى خَلْق السَّمواتِ وَالارض ...))(33) را مى خواند و سر به ديوار مى گذاشت و مدّتى گريه مى كرد و پس از تطهير نيز كنار حوض ‍ مدّتى پيش از وضو مى نشست و مى گريست .

وخلاصه از هنگام بيدار شدن ، تا آمدن به محلّ نماز و خواندن نماز شب ، چند جا مى نشست و بر مى خاست و گريه سر مى داد و چون به مصلاّيش ‍ مى رسيد، ديگر حالش قابل وصف نبود.(34)

محدّث قمى رحمه الله عليه

در شرح حال محدّث گرانمايه ، حاج شيخ عباس قمّى آورده اند:

وى در تمام دوره سال ، در چهار فصل ، حدّاقل يك ساعت قبل از طلوع فجر بيدار و مشغول نماز و تهجّد بود.

به عبادت آخر شب و قبل از سپيده دم اهميّت زياد مى داد و معتقد بود كه بهترين اعمال مستحبّى ، عبادت و تهجّد است فرزند بزرگش مى گويد: تا آن جا كه من به خاطر دارم بيدارى آخر شب از او فوت نشد. حتّى در سفرها، اين شيوه عملى مى شد.

محدّث قمى درباره استادش حاج ميرزا حسين نورى ، مى نويسد: او در زهد و عبادت سخت كوشا بود، نماز شب او فوت نشد و راز و نيازش با خداوند متعال در تمام شبها برقرار بود.(35)

علامه مجلسى اوّل رحمه الله عليه

((آقا احمد نواده وحيد بهبهانى در كتاب ((مرآت الاحوال )) مى نويسد: از بعضى ثقات شنيدم كه آخوند ملا محمّد تقى نقل كرده كه در شبى از شبها بعد از نماز و تهجّد و گريه و زارى به درگاه قادر متعال ، خود را به حالتى ديدم كه دانستم هر چه از درگاه احديّت مسأ لت كنم ، البته به اجابت مقرون ، و عنايت خواهد شد و فكر مى كردم كه چه از خدا بخواهم ؟ امر دنيوى يا اُخروى ؟ كه ناگاه صداى گريه محمّد باقر [مجلسى دوّم ] از گهواره بلند شد، من گفتم ؛ الهى به حق محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله اين طفل را مروّج دين و ناشر احكام سيّدالمرسلين گردان و موفّق كن او را به توفيقات بى نهايت خود.

سپس آقا احمد مى گويد: و مسلّم است كه اين خوارق عادات كه از آن بزرگوار به ظهور رسيده ، نيست مگر از دعاى چنين بزرگوارى .))(36)

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند

 

واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

 

بيخود از شعشعه پرتو ذاتم كردند

 

باده از جام تجلّى صفاتم دادند

 

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى

 

آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

 

بعد از اين روى من و آينه وصف جمال

 

كه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

 

من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب

 

مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند

 

هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد

 

كه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

 

اين همه شهد و شكر كز سخنم مى ريزد

 

اجر صبرى است كز آن شاخ نباتم دادند

 

همّت ((حافظ)) و انفاسِ سحرخيزان بود

 

كه ز بند غم ايّام نجاتم دادند

 

ملاّ محمّد اشرفى

آورده اند كه مرحوم ملاّ محمّد اشرفى كه از شاگردان سعيدالعلماست ، از نيمه شب تا صبح مشغول تضرّع و زارى و مناجات با حضرت بارى (جلّ و علا) بود، و آنقدر بر سر و سينه مى زد كه هنگامى كه صبح مى شد در نهايت ضعف و نقاهت بود به گونه اى كه هر كس او را مى ديد چنين مى پنداشت كه تازه از بستر بيمارى ، برخاسته است .(37)

آرى ، به قول مولا امير المؤمنين عليه السلام :

((قَدْ بَر اهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ الْقِداحِ، يَنْظر إ لَيْهِمُ النّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضى ، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ، وَ يَقُولُ: لَقَدْ خُوْلطُوا...)).(38)

بيم خداوند متعال ، آنان را به سان پيكانهاى باريكى كه تراشيده شده لاغر و نحيف كرده است . كسى كه آنان را مى بيند، خيال مى كند كه بيمارند.

در حالى كه بيمارى ندارند و ترس از جهنّم آنان را لاغر كرده است ، و مى گويد: اينان ديوانه شده اند. در صورتى كه مجنون نيستند ...

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

دو ركعت نماز كه انسان در پايان شب بخواند براى او بهتر است از دنيا و آنچه در آن است و اگر براى امّتم دشوار نبود آن را واجب مى كردم .(39)

 

حجة الاسلام شفتى

((اين سيد بزرگوار پيوسته مراقب بارى تعالى بود و چيزى او را از حالت حضور و مراقبت باز نمى داشت ، گوشه هاى چشم او از كثرت گريه كردن در مقام تهجّد مجروح شده بود.

يكى از نزديكان اين بزرگوار گفته است : با آن مرحوم به يكى از روستاها رفتيم ، شب را در راه گذرانديم . سيّد به من فرمود: نمى خوابى ؟ من رفتم كه بخوابم ، چون سيّد گمان كرد كه من خوابيدم برخاست و مشغول نماز شد، به خدا قسم ديدم بندهاى دوش و اعضايش مى لرزيد به طورى كه كلمات نماز را از شدت حركت فكّين و اعضا مكرّر مى نمود تا آن را صحيح ادا كند.

گويند از شدّت حضور قلبى كه در پيشگاه خداوند داشت ، بندهاى دوشش ‍ مى لرزيد و به محض اين كه مجلس از مردم خلوت مى شد، اشكش جارى مى گشت ، جارى شدن اشك او مقارن بيرون رفتن آخرين فرد مجلس ‍ بود.

محدّث قمى مى نويسد: در عبادت و دعا و مناجات با قاضى الحاجات و نوافل و اوراد، حكايات بسيار از آن جناب نقل شده است .))(40)

مرحوم تنكابنى مى گويد: اين بزرگوار از نيمه شب تا صبح ، به گريه و زارى و تضرّع اشتغال داشت و در صحن كتابخانه اش ، مانند ديوانگان مى گرديد و دعا و مناجات مى خواند و بر سر و سينه مى زد تا صبح ، و چنان صداى گريه او بلند بود كه اگر همسايه ها بيدار مى شدند و مى شنيدند. بالا خره ، از كثرت گريه و زارى ، در اواخر عمر به بيمارى ((باد فتق )) مبتلا شده بود و پزشكان هر چه معالجه كردند سودى نبخشيد.

بناچار، سيد را از گريه منع كردند و گفتند: گريستن بر تو حرام است ؛ زيرا، موجب افزايش باد فتق مى شود. و هنگامى كه سيّد به مسجد مى رفت تا وقتى كه در مجلس حضور داشت ذاكرين منبر نمى رفتند و اگر اتفاقاً در حضور او ذاكرى بالاى منبر مى رفت او بر نمى خاست و باز گريه مى كرد.

مرحوم تنكابنى ، درباره فرزند حجة الاسلام شفتى ، مرحوم آقا سيد اسداللّه نيز چنين مى نگارد: هر شب از نصف شب تا صبح ، در جايى خلوت به دعا و مناجات و گريه و عبادت و نماز اشتغال دارد و در گريستن از خوف خداوند متعال ، مانندى براى او نيست .(41)

آخوند ملاّ محمّد كاشى

در شرح احوال آخوند ملا محمّد كاشانى ، استاد آقا نجفى قوچانى و حاج آقا رحيم ارباب اصفهانى و بسيارى از ديگر اعاظم ، آورده اند:

((هر نيم شب ، نمازى چنان به سوز و گداز مى خواند و بدنش به لرزه مى افتاد كه از بيرون حجره صداى حركت استخوانهايش احساس مى شد)).

روزى پس از ختم درس ، يكى از طلاّب به مَدْرس آن بزرگوار آمد و گفت : آقا، اين آقا شيخ مى گويد كه ديشب به وقت سحر ديدم كه از در و ديوار صداى ((سبّوحٌ قدّوس ، ربّنا و ربّ الملائكة و الرّوح )) بر مى آيد و چون نگريستم ديدم كه آقاى آخوند در سجده ، اين ذكر را مى گويد. آخوند فرمود: اين كه در و ديوار به ذكر من متذكّر باشند امرى نيست ؛ مهمّ آن است كه او از كجا محرم اين راز گشته است )).(42)

تا به حاصل برسد كشت اميدى كه تراست

 

چاره كار به جز ديده بارانى نيست

 

كنون بايد اى خفته بيدار بود

 

چو مرگ اندر آرد ز خوابت چه سود؟

 

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند:

هنگامى كه مردى از خواب شب برخيزد و همسرش را نيز بيدار كند و هر دو دو ركعت نماز بخوانند، آنان از ذاكرين خداى متعال محسوب مى شوند كه بسيار ذكر خدا مى گويند.(43)

شيخ جعفر كاشف الغطاء

در احوال اين محقق بزرگ آورده اند:

((شيخ در عبادت و صفاى باطن و حالت تضرّع و زارى به درگاه حضرت بارى و تهجّد و سحرخيزى و دعا و مناجات ، يكى از اوتاد روزگار بوده و تا سر حدّ قدرت نمى گذاشته عمل مستحبى از او فوت شود)).(44)

شهيد محراب ، ملاّ محمد تقى برغانى قزوينى مى گويد:

((روزى مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء وارد قزوين شد و در منزل يكى از بزرگان رحل اقامت افكند. در آن منزل ، باغى نيز وجود داشت . وقت خواب فرا رسيد و همه خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم .

چون پاسى از شب گذشت ، شنيدم شيخ مرا صدا مى زند و مى گويد: برخيز و نماز شب به جاى آر.

عرض كردم ؛ بلى بر مى خيزم .

شيخ رد شد و من دوباره خوابيدم . ناگهان صدايى به گوشم خورد، به دنبال آن روانه شدم وقتى به نزديك جايى كه سر و صدا مى آمد رسيدم ديدم جناب شيخ به تضرّع و گريه و مناجات مشغول است و صداى ايشان چنان در من اثر گذاشت كه از آن شب تا كنون كه 25 سال مى گذرد، هر شب بر مى خيزم و به مناجات مشغول مى شوم )).(45)

در ((فوائد الرضويه )) مى نويسد: ((در بعضى از مؤلّفات ديدم كه سالى شيخ گذرش به يكى از شهرهاى ايران افتاد، اهل آن جا خواستند نماز را با آن جناب به جماعت گزارند. مساجد شهر كم وسعت و غير كافى بود، لاجرم در ميدانى اجتماع كردند و با شيخ نماز جماعت خواندند.

پس از نماز از آن بزرگوار خواهش نمودند كه موعظه بفرماييد، شيخ فرمود: من فارسى را خوب نمى دانم . اصرار كردند، شيخ بر منبر آمد و فرمود: مردم ! شما مى ميريد و شيخ هم مى ميرد، پس فكر روز بازپسين نمائيد. ايها النّاس ! شهر شما مثل بهشت است ، چه ، در بهشت قصور است و در اين شهر نيز قصور عاليه و بوستانهائى است كه داراى نهرهاست ... و در بهشت تكليف از قبيل نماز و روزه و ساير عبادات ، برداشته است . همچنين است در شهر شما كه نماز و روزه و عبادات و ديگر امور برداشته شده است اين تعريض ‍ بود از شيخ بر اهل آن شهر در مواظبت نداشتن آنها به فرائض الهى و ارتكاب محرمات و مناهى .

پس نگاه فرمود: در پاى منبر يكى از ذاكرين را ديد، به او فرمود: برخيز و ذكر مصيبت كن و از منبر فرود آمد.

و چون ائمه جماعت آن شهر نوافل را به جاى نمى آورند، اين مطلب به شيخ عرض شد، شيخ فرمود: هر كه نماز نافله نكند به او اقتدا نكنيد، ائمه جماعت كه اين سخن را شنيدند همگى بناى نافله گذاشتند.(46)

شيخ حسن فرزند كاشف الغطاء مى گويد: ((عادت شيخ جعفر آن بود كه هر شب وقت سحر بيدار بود و مى آمد دمِ در اتاقها و عيال و اطفال همه را بيدار مى كرد و مى گفت : برخيزيد و نماز شب بخوانيد و همه بر مى خاستند.

من در آن زمان كودك بودم و خواب بر من غلبه مى كرد وقتى كه شيخ دمِ در اتاق من مى آمد و صدا مى زد برخيز، من به همان حالت كه دراز كشيده بودم مى گفتم : ولا الضّالين ، يا، اللّه اكبر؛ يعنى ، من مشغول نمازم !!))(47).

آقا نجفى قوچانى

مرحوم آقا نجفى قوچانى رحمه الله عليه ضمن گزارش ماجراهاى دورانِ طلبگى خود در اصفهان ، مى نويسد:

((... در اين حجره تازه كه حجره هامان به هم وصل بود از ميان طاقچه سوراخ نموديم و ريسمانى در آن كشيديم كه يك سرِ ريسمان در حجره رفيق بود و يك سر ريسمان را من به دست خود مى بستم كه سحر هر كدام زودتر بيدار شويم ديگرى را بدون اين كه صدايى بزنيم ، به توسط همان ريسمان بيدار كنيم كه مبادا طلبه اى از صداى ما بيدار شود و راضى نباشد.))(48)

استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى

گويند كه مرحوم آيت اللّه سيّد محمد باقر درچه اى ، استاد آيت اللّه بروجردى و ميرزاى نائينى و آقا نجفى قوچانى و... در قنوتِ نماز شب ، دعاى ابوحمزه ثمالى را با حالت ايستاده ، مى خواندند.

كنونت كه چشم است اشكى ببار

 

زبان در دهان است عذرى بيار

 

حضرت على عليه السلام فرمود:

نماز شب مايه سلامتى جسم و متوسل شدن به اخلاق پيامبران و موجب رضايت پروردگار عالميان است .(49)

تعطيل درس

مرحوم ملاّ زين العابدين سلماسى كه از ملازمين و خواصّ علاّمه بحرالعلوم است ، اظهار مى دارد كه :

((بحرالعلوم هر شب در كوچه هاى نجف گردش مى كرد و براى بينوايان غذا مى برد. اتفاقاً، چند روزى درس را تعطيل كرد، طلاّب مرا شفيع كردند كه علّت اين امر را سؤ ال كنم ؛ وقتى از ايشان خواستم درس را شروع بفرمايند و درباره سبب ترك تدريس سؤ ال كردم . پاسخ دادند: درس نمى گويم ! پس از چند روز، دوباره ماجرا تكرار شد و من انگيزه ترك تدريس را سؤ ال كردم ، علاّمه فرمود:

در نيمه هاى شب ، هرگز نشنيدم كه اين طلاّب با خداوند متعال مناجات كنند و به تضرّع و زارى مشغول باشند، با اينكه من شبها در كوچه هاى نجف گردش مى كنم و اين گونه طلبه ها، سزاوار نيستند كه آنان را آموزش ‍ دهم !

وقتى طلاّب از گفته علاّمه ، آگاه شدند همه مشغول تضرّع و زارى شدند و شبها صداى گريه و مناجات آنان از هر سو بلند شد و ايشان مجدّداً تدريس ‍ را آغاز كردند.))(50)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

آيا چهره نماز شب خوانها را نمى بينيد كه از همه چهره ها زيباتر است ؟

اين براى آن است كه آنان هنگام شب با خداى سبحان خلوت كرده اند و خداى تعالى جامه اى از نور خود بر چهره ايشان پوشانيد.(51)

استاد شهيد مرتضى مطهّرى

يكى از خصوصيّات استاد مطهّرى رحمه الله عليه عنايت زياد به تهجّد و شب زنده دارى بود و از دوران طلبگى تا آخر عمر، بدان پايبند بودند.

حضرت آيت اللّه العظمى سيد على خامنه اى رهبر معظم انقلاب مى فرمايد:

((ايشان هنگامى كه به مشهد مى آمدند، گاهى اوقات به منزل ما وارد مى شدند. اتاقى كه ايشان شبها مى خوابيدند، با يك در، با اتاقى كه من مى خوابيدم فاصله داشت . ايشان هميشه وقت خواب مقيّد بود به خواندن قرآن . صداى ايشان را شنيدم كه در هنگام تهجّد و نماز شب خواندن ، گريه مى كردند. البتّه نماز شب خوان زياد داريم ؛ امّا، نماز شب خوانى كه در آن نيمه شب ، با آن حال اشك بريزد و گريه كند، كم داريم ...))

فرزند استاد شهيد مطهّرى رحمه الله عليه ضمن تشريح وقايع شب شهادت استاد چنين مى گويد:

((آن شبى كه خبر ترور را شنيديم ، همگى تاصبح بيدار بوديم . ساعت 5/2 بعد از نيمه شب بود كه زنگ ساعتى كه ايشان را مطابق معمول براى نماز شب بيدار مى كرد، به صدا در آمد ولى ديگر او در قيد حيات نبود. او نماز شبش را در ميان خون مطهرّش ، زودتر از موعد نماز شب در تاريكى خيابان خوانده بود)).

از قول يكى از فضلاء و محقّقان معاصر، درباره استاد چنين نقل شده :

((... و در رابطه با خدايش ، عارفى اهل ذكر و سلوك و عبادت بود. او خود بارها گفته بود؛ دلم مى خواهد به قم بروم و مشغول رياضت و عبادت و عرفان بشوم . اين آرزوى او بود.

هرگز! در طول عمرش ، خواندنِ قرآن قبل از خواب و به جاى آوردن نماز شب را ترك ننمود و بدين گونه بر اثر تلا لؤ اتِ همين عبادت ، و نزديكى و قرب خاصّ به امام امّت بود كه حقايق را با چشم دل مى ديد.))

همچنين يكى از دوستان استاد مى نويسد:

اهل دنيا و هواپرستان ، و پيوستن به اهل اللّه و اولياى خدا، مشهود سير و سلوك او بود.))(52)

نيز يكى از نويسندگان معاصر در اين باره مى گويد:

... در يكى از سخنرانيها از او شنيدم كه اين دو بيت را - كه حاكى از توجّه به اين مراحل است - مى خواند:

ترسم بروم ، عالم جان ، ناديده

 

بيرون روم از جهان ، جهان ناديده

 

در عالم جان ، چون روم از عالم تن

 

در عالم تن ، عالم جان ناديده ؟

 

اين مرد، از سالها پيش ، خويش را براى اين سفر آماده كرده بود. و با توشه تهجّد، و مركب شب خيزى ، و راهبرى فيض سحر، عمرى در اين راه گام نهاد، و به يقين به مقصودهايى رسيد. همين آثار فراوان و خدمات شايان او نشانه فوز و توفيق اوست و همچنين ، كاميابى او به سعادت شهادت )).(53)

شهيد قدّوسى (ره )

دوستان و آشنايان شهيد قدوسى (ره )، آن عالمِ مجاهد قدر ناشناخته ؛ درباره وى چنين نوشته اند:

((... او حتّى به مستحبّات ومكروهات ، بسيار اهميّت مى داد. نماز شب را براى روحانى لازم مى دانست . يك شب در مسجد گوهر شاد با نگرانى خاصّى مى فرمود: برايم بسيار ناگوار و غير منتظره بود كه شنيدم ؛ يكى از اساتيد مدرسه [حقّانى ] مقيّد به نماز شب نيست . با ايشان صحبت كردم ، معلوم شد سبكى معده را در شب رعايت نمى كند.(54)

((... تَهَجّد و نماز شب ، و دعاهاى متنوّع و مأ ثور، جايگاه خاصّى نزد او داشت . كمتر مجلسى بود كه قدوسى در آن سخن گويد: ولى نماز شب و اهميّت آن مطرح نشود. او معتقد بود طلبه اى كه نتواند خواب و بستر گرم را رها كرده ، براى نماز شب از آن بگذرد، در آينده از خيلى چيزها نخواهد گذشت ... او ريا را آفت اخلاص مى دانست و در عين حال مى گفت : گاهى شيطان با همين حربه ريا، نفس را بر شما حاكم مى سازد. و به اسم اين كه ((شايد ريا شود)) مانع نماز شب شما مى شود و جلو مناجات و دعاى شما را مى گيرد...

عصر روز عرفه ، با اين كه براى درس اهميّت فوق العاده اى قائل بود، كلاسها را تعطيل مى كرد تا طلاّب ، دعاى ((عرفه )) بخوانند. براى محصّلين پيك نيك مسجد ((جمكران )) تشكيل مى داد تا در آن مسجد دعا و نماز برگزار شود. محبوبترين و والاترين محصّل مدرسه ، مطرح مى كردند، اگر به جاى نماز شب و دعا به مطالعه پرداخته شود، بهتر خواهد بود؛ مى گفت : ولى حضرت آية اللّه العظمى خمينى مى فرمودند: نماز شب وقت چندانى نمى گيرد و بدين وسيله ضرورت تعبّد را در كنار تعلّم ، گوشزد مى كرد. او مى گفت : طلبه اى كه هنگام نماز شب بيدار باشد و نماز شب نخواند از اشرار خواهد بود.))(55)

((... اين مرد بزرگ و مربّى نمونه ، نماز شبش ترك نمى شد و هر وقت شب بيدار مى شد تجديد وضو مى كرد و بعد مى خوابيد، چون خود را در محضر خداوند مى ديد.))(56)

خوشا به حال اين ستارگان پر نور شبهاى ظلمانى و مصاديق اين دو آيه شريفه :

((كانُوا قَليلاً مِنَ الْلّيْلِ ما يَهْجَعُونَ، وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ)).(57)

- شبها اندكى مى خفتند و سحرگاهان آمرزش مى خواستند.

امام على عليه السلام ، درباره اين گونه انسانها مى فرمايد:

- ((خوشبخت و سعادتمند آن كه : فرائض پروردگار خويش را انجام دهد. رنجها را - مانند سنگ آسيا - خورد كند. شب هنگام از خواب دورى گزيند. آنگاه كه سپاه خواب حمله مى آورد، زمين را فرش و دست خود را بالش ‍ قرار مى دهد، در زمره گروهى كه بيم روز بازگشت ، خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاهشان جا خالى كرده است و لبهايشان به ذكر پروردگارشان در زمزمه است . ابرهاى گناهان بر اثر استغفار مداومشان بر طرف شده است . آنانند حزب خدا، همانا تنها آنان رستگارانند.(58)

سجده اى طولانى

مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى رحمه الله عليه مى نويسد:

من استادى داشتم بزرگوار، عارف ، عامل و كامل [مراد آخوند ملاّحسينقلى همدانى است ] كه نظير او را نديده ام . از او درباره عملى كه مجرب و در اصلاح قلب و تحصيل معارف مؤثّر باشد، سؤ ال كردم .

در پاسخ فرمود: براى اين امر، هيچ كارى مانند مداومت بر يك سجده طولانى در هر شبانه روزى يك مرتبه كه در آن ((لا إِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانكَ إِنَّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ)) گفته شود، نيست .

انسان اين ذكر را بگويد در حالى كه خود را در زندانِ طبيعت زندانى و مقيّد به قيد و بندهاى اين اخلاق رذيله ببيند و اقرار داشته باشد كه خدايا، تو مرا گرفتار اين پستيها نكردى و در حق من ظلم روا نداشتى ، و تنها من به خويشتن ستم كردم .

ملكى رحمه الله عليه ادامه مى دهد:

اصحاب و شاگردان او به اين دستور، عمل مى كردند و بعضى از آنها اين ذكر را سه هزار مرتبه در سجده مى گفتند و خلاصه اين سجده و بركاتش نزد عاملانِ به آن ، معروف است ولى به شرط آنكه بر آن مداومت شود. استادم به خواندن صد مرتبه سوره قدر [اِنّا أَنْزَلْنا] در شب و عصر جمعه نيز امر فرمود.(59)

مردى به اميرالمؤمنان على عليه السلام عرض ‍ كرد:

من از نماز شب محروم شده ام .

حضرت فرمود: تو را گناهانت به بند كشيده است .(60)

گفتارى از ملاّ حسينقلى همدانى (ره )

اين عارف بزرگ ، در نامه اى مى نويسد: ((... خلاصه بعد از سعى در مراقبت ، البته طالب قُرب ، بيدارى و قيام سحر را لااقل يك دو ساعت به طلوع فجر مانده الى مطلع الشّمس از دست ندهد. و نماز شب را با آداب و حضور قلب به جا بياورد.

و اگر وقتش زيادتر باشد به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود؛ ليكن قدر معيّنى از شب بايد مشغولِ ذكر با حضور بشود. در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش . و بعد از فراغ ، تسبيح سيده نساء عليه السلام و دوازده مرتبه سوره توحيد و ده مرتبه ، ((لا إِله إِلاّ اللّهُ، وَحْدَهُ لا شَريْكَ لَهْ لَهُ المُلكِ)) إ لى آخر و صد مرتبه لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ و هفتاد مرتبه استغفار بخواند. و قدرى از قرآن شريف تلاوت نمايد. و دعاى معروفِ صبح [كه در ((مفاتيح )) محدّث قمى ، قبل از دعاى كميل مسطور است ،] يعنى يا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصّباح إِلى آخر، البته خوانده شود. و دائماً با وضو باشد و اگر بعد از هر وضو دو ركعت نماز بكند بسيار خوب است . ملتفت باشد كه به هيچ وجه اذيتش به غير نرسد و در قضاء حوائج مسلمين لاسيّما عُلَما وَ لا سيّما أَتْقِيائِهِمْ سعى بليغ نمايد ... و در شب جمعه صد مرتبه و در عصر روز جمعه صد مرتبه ، سوره قدر بخواند.))(61)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

بر شما باد به خواندن نماز شب اگر چه يك ركعت باشد.(62)

نامه اى به مرحوم كمپانى

حاج ميرزا جواد ملكى ، در نامه اى كه به عنوان پاسخ نامه علاّمه محمد حسين كمپانى اصفهانى ، فيلسوف و اصولى مشهور نگاشته ، دستوراتى به نقل از استاد خود، مرحوم ملاحسينقلى همدانى ذكر كرده كه قسمتى از آن را انتخاب كرده در اينجا مى آوريم .

((... مرحوم مغفور مى فرمودند: بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيّت كمتر و روحانيّت قوّت بگيرد و ميزان آن را هم چنين مى فرمودند، كه انسان اوّلاً: روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتى تنقّل مابين الغذائين نكند.

ثانياً: هر وقت غذا مى خورد بايد مثلاً يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد آنقدر بخورد كه تمام سير نشود اين درْ كمّ غذا، و امّا كيفش بعد از آداب معروفه ، گوشت زياد نخورد به اين معنى كه شب و روز هر دو نخورد و در هر هفته دو سه دفعه هر دو را، يعنى ، هم روز و هم شب را ترك كند و يكى هم اگر بتواند للتكيّف [براى كيف كردن و لذّت بردن ] نخورد و لامحاله آجيل خور نباشد... و اگر بتواند روزه هاى سه روزه هر ماه را ترك نكند.

و امّا تقليل خواب ، مى فرمود: شبانه روزى شش ساعت بخوابد.

اينها در تقليل حيوانيّت كفايت مى كند. و امّا در تقويت روحانيّت اوّلاً: دائماً بايد همّ و حُزن قلبى به جهت عدم وصول به مطلوب داشته باشد.

ثانياً: تا مى تواند ذكر و فكر را ترك نكند، كه اين دو جناح سير آسمان معرفت است . در ذكر عمده سفارش به اذكار صبح و شام ، است اهمّ آنها كه در اخبار وارد شده و اهمّ تعقيبات صلوات [نمازها] و عمده تر ذكر وقت خواب كه در اخبار مأ ثور است لاسيّما متطّهراً در حال ذكر خواب برود، و شب خيزى مى فرمودند: زمستانها سه ساعت ، تابستانها يك ساعت و نيم ، و مى فرمودند كه من در سجده ذكر يونسيّه [لا إِله إِلاّ أ نت سبحانك إِنّى كنت من الظالمين ] خيلى اثرها ديدم .

بنده خودم هم تجربه كرده ام چند نفر مدّعى تجربه اند، يكى هم قرآن كه خوانده مى شود به قصد هديه به حضرت ختمى مرتبت (صلوات اللّه عليه و آله ) خوانده شود)).(63)

دستورى از شاهين بلند پرواز آسمان عرفان

مرحوم ملاّحسينقلى همدانى در نامه اى چنين مى نگارد:

((... البته در اجتناب از معصيت كوتاهى مكن و اگر خداى نخواسته معصيت كردى زود توبه نما و دو ركعت نماز به جا آور و بعد از نماز، هفتاد مرتبه استغفار كن و سر به سجده بگذار و در سجده از حضرتِ پروردگار عفو بخواه ، اميدوارم عفو بفرمايد.

معاصى [گناهان ] كبيره در بعضى از رساله هاى عمليه ثبت شده ، ياد بگير و ترك نما و زنهار پيرامون غيبت و دروغ و اذيّت مگرد. لا اقل يك ساعت به صبح مانده بيدار شو و سجده به جا بياور و آنچه در ((منهاج النجاة )) مرحوم ملاّمحسن فيض (رضوان اللّه جلّ جلاله عليه ) مذكور است كافى و شافى است از براى عمل شب و روز تو به همان نحو عمل نما و سعى كن كه عمل و ذكرت ، به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد كه عمل بى حضور قلب ، اصلاح قلب نمى كند، اگر چه ثواب كمى دارد.

البته البته از غذاى حرام فرار كن ، مخور مگر حلال . غذا را كم بخور و زياد مخور؛ يعنى ، زياده بر حاجت بُنيه مخور، نه چندان بخور كه تو را سنگين بكند و از عمل باز دارد و نه چندان كم بخور كه ضعف آورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود. و هر قدر بتوانى روزه بگير، به شرطى كه شب جاى روز را پر نكنى .

الحاصل : غذا به قدر حاجتِ بدن ممدوح و زياده و كم هر دو مذموم ، و شروع به نماز كن با قلب پاك از حقد و حسد و غلّ و غش مسلمانان ، و لباس ‍ و فرش و مكان نمازت بايد مباح باشد. اگر چه مكان غير محل جبهه نجس ‍ بودنش به نجاست غير متعديّه ، نماز را باطل نمى كند ولى نبودنش بهتر است . و بايست به نماز [به گونه ] ايستادن بنده در حضور مولاى جليل ، با گردنِ كج و قلب خاضع و خاشع . وبعد از فريضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه كلمه طيّبه توحيد و دعاى صباح مشهور را بخوان . و تسبيح سيده نساء [فاطمه زهرا عليها السلام ] را بعد از فريضه ترك مكن . و هر روز هر قدر بتوانى لااقلّ يك جزء قرآن با احترام و وضو و خضوع و خشوع ، بخوان و در بين خواندن حرف مزن مگر در مقام ضرورت . و در وقت خواب شهادت را بخوان و آية الكرسى و يك مرتبه فاتحه و چهار مرتبه سوره توحيد و پانزده مرتبه سوره قدر و آيه ((شهداللّه )) [را] بخوان و استغفار هم مناسب است .

اگر بعضى از اوقات بتوانى سوره مباركه توحيد را صد مرتبه بخوانى بسيار خوب است و از ياد مرگ غافل مشو. و دست بر گونه راست گذاشته ، با ياد خدا بخواب [مثل ميّت در قبر]. و از وصيت كردن غافل مشو. و ذكر مبارك ((لا اِله إ لاّ أ نت سُبْحانك اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمين )) را هر قدر [بتوانى ] بخوان و در هر وقت بسيار بگو. شب و عصر جمعه در هر يك صد مرتبه سوره مباركه قدر را بخوان و دعاى كميل را در هر شب جمعه ترك مكن . و ((مناجات خمس عشرة )) را، حالت با هر كدام از آنها مناسب باشد، لاسيّما مناجاتِ شاكين و تابئين و مفتقرين و مريدين و متوسّلين و معتصمين را بسيار بخوان و دعاهاى صحيفه كامله ، هر كدام در مقام مناسب بسيار خوب است . و در وقت عصر هفتاد بار استغفار و يك سبحان اللّه العظيم سبحان اللّه و بحمده بخوان و استغفارات خاصه را هم بخوان و سجده طويل را فراموش مكن و قنوت طول دادن بسيار خوب است و همه اينها با ترك معاصى بسيار خوب است .))(64)

نماز شب ، در شب زفاف

آيت اللّه شيخ جعفر نجفى (ره ) شب زفافِ دختر و دامادش ، هنگام سحر به در خانه آنان رفت و فرمود: برخيزيد كه آبى براى شما گرم كرده ام ، غسل كنيد و نماز شب بخوانيد!(65)

امام صادق عليه السلام فرمود:

نماز شب ، چراغ خانه قبر، حجابى در ميان انسان و آتش دوزخ و گذرنامه صراط و كليد بهشت است .(66)

امام رضا (ع ) پيراهنى به ((دعبل )) هديه داد ...

از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه آن حضرت پيراهنى به ((دِعبل )) هديه داد و به او سفارش كرد: اين پيراهن را خوب نگهدارى كن (و قدر آن را بدان ) كه من با آن ، هزار شب و هر شبى هزار ركعت نماز خوانده ام و هزار ختم قرآن كرده ام .(67)

دانى كه چيست دولت ؟ ديدار يار ديدن

 

در كوى او گدائى بر خسروى گزيدن

 

بوسيدن لب يار اول ز دست مگذار

 

كاخر ملول گردى از دست و لب گزيدن

 

فرصت شمار صحبت كز ايندو راه منزل

 

چون بگذريم ديگر نتوان بهم رسيدن

 

چرا شبها نمى خوابى

به ((ربيع بن خثيم )) گفتند: چرا شبها نمى خوابى ؟ گفت : مى ترسم دشمن (خواب ) بر من هجوم آورد و در خواب بمانم (و از فيض نماز شب محروم شوم ).(68)

وصيّت كرد سجّاده اش را با او دفن كنند

حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد:

سجّاده اى كه 70 سال بر روى آن نماز شب به جا آورده ام ، و تسبيحى از تربت امام حسين عليه السلام كه با آن در سحرها به عدد دانه هايش استغفار كرده ام با من دفن شود.(69)

هرگز حتى در ليلة الهرير نمازشبم را ترك نكردم

على عليه السلام فرمود: از وقتى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: ((نماز شب نور است )) هرگز نماز شب را ترك نكردم . ابن گوّاه پرسيد: حتى در ليلة الهرير؟

حضرت فرمود: حتى در ليلة الهرير(70) نماز شبم ترك نشد.(71)

با ياد خوشت خسبم در خواب خوشت بينم

 

از خواب چو برخيزم اول تو بياد آئى

 

نفيسه عروس امام صادق عليه السلام

نفيسه دختر حسن بن زيد، و زيد فرزند امام حسن مجتبى عليه السلام است همسر اسحاق فرزند امام صادق عليه السلام است .

برادر زاده (72) نفيسه مى گويد: چهل سال تمام عمّه ام را خدمت كردم و در اين مدّت نديدم كه شبى بخوابد، يا روزى افطار كند پيوسته شبها را به قيام و روزها را به روزه مى گذراند.

به او مى گفتم : چرا با خود مدارا نمى كنى ؟

پاسخ مى داد: چگونه با نفسم مدارا كنم با اين كه راهى سخت و گردنه هايى در پيش دارم كه از آنها نمى گذرند مگر مردمان رستگار.(73)

نماز شب نخوانده بود گريه مى كرد

حجت الاسلام على محدّث زاده درباره پدرش مرحوم حاج شيخ عبّاس ‍ قمى (ره ) مى گويد:

يك روز صبح پدرم برخاست و شروع به گريه كردن نمود، از او پرسيدم : چرا اشك مى ريزيد؟

فرمود: براى اين كه ديشب نماز شب نخواندم !

گفتم : پدر جان ! نماز شب كه مستحب است و واجب نيست ، شما كه ترك واجب نكرده ايد و حرامى به جا نياورده ايد، چرا اين طور نگرانيد؟

فرمود: فرزندم ! نگرانى من از اين است كه من چه كرده ام كه بايد توفيق نماز شب خواندن از من سلب شود؟(74)

كسى كه براى خشنودى خدا نماز شب بخواند

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

هر گاه بنده اى شب هنگام از خواب برخيزد و در حالى كه هنوز (آثار) سنگينى خواب در چشمان او باقى است ، براى خشنودى خداوند نماز شب بخواند، پروردگار متعال به ملائكه اش مباهات مى كند و مى فرمايد: آيا نمى بينيد بنده مرا كه در نيمه شب از بستر خواب برخاست و به خاطر خواندن نمازى كه بر او واجب نكرده ام ، خواب شيرين را رها كرد؟ پس ‍ شاهد باشيد كه او را آمرزيده ام .(75)

درخواست مهلت براى خواندن نماز و...

در عصر روز تاسوعا وقتى كه دشمن تصميم گرفت حمله بر لشكريان امام حسين عليه السلام را آغاز كند، حضرت به برادرش ((اباالفضل عليه السلام )) فرمود: ((به سوى آنان برو و اگر مى توانى كار را به فردا واگذار، تا امشب را به نماز و نيايش و طلب آمرزش از او سپرى كنيم ، خدا مى داند كه من نماز، تلاوت قرآن ، بسيارىِ دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم .))(76)

حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام مى فرمايند:

رسيدن به لقاى خداوندى سفرى است كه تنها مركب راهوار آن شب زنده دارى است .(77)

نماز شب در اسارت

يكى از برادران آزاده مى گويد:

در يكى از اردوگاهها، پس از آن كه عزيزى از ميانمان رخت بربست و به شهادت رسيد، گروهبان عراقى درباره اش گفت : ((او اسيرى بود كه هر شب در گوشه اتاق شماره 12 نماز شب مى خواند)).(78)

امام حسين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرد

كه آن حضرت فرمود:

كسى كه عمرش با قيام شب و عبادت خدا خاتمه يابد اهل بهشت است .(79)

غير از نماز شب چيز ديگرى سود نبخشيد

جُنيد بغدادى را - كه از مشايخ عرفان بود - در خواب ديدند و از وى پرسيدند: خداوند با تو چگونه رفتار كرد؟

گفت : تمام آن اشارات و رموز عرفانى از دست رفت و آن عبارات ، در هم ريخت و آن علوم از دل ناپديد گشت و آن رسوم از هم پاشيد و جز ركعت كوتاهى كه هنگام سحر به جا آورديم ، ما را چيز ديگرى سود نبخشيد.(80)

امام صادق عليه السلام به سليمان ديلمى فرمود:

اى سليمان ! نماز شب را ترك نكن ، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند.(81)

امام حسين عليه السلام و يارانش در شب عاشورا

در شرح حال امام حسين عليه السلام و يارانش - در شب عاشورا - چنين مى خوانيم :

آن شب ، صداى ناله و زمزمه و نيايش حسين و يارانش تا بامداد همچون آواى زنبور عسل به گوش مى رسيد، گروهى در ركوع بودند و برخى سجده مى كردند و ديگران ايستاده و يا نشسته به عبادت سرگرم بودند.

آن شب سى و دو نفر از سربازان ((عمر سعد)) كه گذارشان به خيمه هاى امام حسين عليه السلام افتاد تحت تأ ثير اين شور و حال قرار گرفتند.(82)

آخر اى پادشه حسن و ملاحت چه شود

 

كز لب لعل تو ريزد نمكى بر دل ريش

 

زنى صالحه در زمان حضرت عيسى (ع )

((در زمان عيسى بن مريم عليه السلام ، زنى بود صالحه عابده ، چون وقت نماز مى شد، هر كارى كه داشت مى گذاشت و به نماز و طاعت مشغول مى شد روزى نان مى پخت ، مؤذن بانگ كرد، نان پختن رها كرد و به نماز مشغول گشت چون در نماز ايستاد، شيطان در وى وسوسه كرد: تا تو از نماز فارغ شوى نان همه سوخته شود. زن به دل جواب داد:

اگر همه نان بسوزد بهتر كه روز قيامت تنم به آتش دوزخ بسوزد. ديگر بار شيطان وسوسه كرد كه : پسرت در تنور افتاد و سوخته شد. زن در دل جواب داد: اگر خداى تعالى قضا كرده است كه من نماز كنم و پسر مرا به آتش ‍ بسوزاند من به قضاى خداى تعالى راضى گشتم و از نماز دست برندارم كه اللّه تعالى فرزند را نگاه دارد از آتش .

شوهرِ زن از درِ خانه در آمد، زن را ديد در نماز، نان را در تنور به جاى خويش ديد نسوخته و فرزند را ديد در آتش بازى مى كند و يك تار موى از او كم نشده و آتش به قدرت خداى عزّوجلّ بر وى بوستان گشته .

چون زن از نماز فارغ گشت شوهر دست او را گرفت و نزديك تنور آورد و در تنور نگريست ، فرزند را ديد به سلامت و نان به سلامت هيچ بريان نشده ، تعجّب كرد و شكر بارى تعالى كرد و زن سجده شكر بجا آورد خداى عزّوجلّ را. شوهر فرزند را برداشت و به نزديك عيسى عليه السلام برد و حال قصه با وى بگفت : عيسى عليه السلام گفت : برو از اين زن بپرس تا چه معاملت كرده است و چه سرّ دارد از خداى ؟

اگرچه اين كرامت اگر براى مردان بود، او را وحى مى آمد و جبرئيل براى وى وحى مى آورد.

شوهر پيش زن آمد و از معالمتِ وى پرسيد. زن جواب داد: كار آخرت پيش ‍ گرفتم و كار دنيا را بازپس داشتم و ديگر تا من عاقلم هرگز بى طهارت ننشستم الا در حال زنان ، و ديگر اگر هزار كار در دست داشتم چون بانگ نماز بشنيدم همه كارها به جاى رها كردم و به نماز مشغول گشتم و ديگر هر كه با ما جفا كرد و دشنام داد، كين و عداوت وى در دل نداشتم و او را جواب ندادم و كار خويش با خداى خويش افكندم و به قضاى خداى تعالى راضى شدم و فرمان خداى را تعظيم داشتم و بر خلق وى رحمت كردم و سائل را هرگز باز نگردانيدم اگر اندك و اگر بسيار بودى بدادمى و ديگر نماز شب و نماز چاشت (83) رها نكردمى ، عيسى عليه السلام گفت : اگر اين زن مرد بودى پيامبر گشتى )).(84)

عارف ربّانى مرحوم ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه مى فرمود:

كسانى كه در مقامات دين به جايى رسيده اند، همه از شب خيزها بوده اند، از غير آنها ديده نشده است .(85)

كسيكه در نيمه شب تار، با مولايش خلوت كند

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

چون بنده اى در نيمه شب تار، با مولايش خلوت كند و به مناجات بپردازد خداوند نورى در دلش قرار دهد و به فرشتگانش گويد:

((بنده ام را ببينيد كه در نيمه شب تاريك با من خلوت كرده است در حالى كه انسانهاى تنبل سرگرم كارهاى بيهوده اند و غافلان در خوابند، شما شاهد باشيد كه من او را آمرزيده ام .))(86)

در حالات مرحوم شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء

در حالات مرحوم شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء كه از بزرگانِ علما در قرن سيزدهم و ساكن نجف اشرف بوده ، آمده است :

در يكى از شبها كه براى ((تهجّد)) برخاست ، فرزند جوانش را از خواب بيدار كرده و فرمود: برخيز به حرم مطهّر مشرّف شده و در آنجا نماز بخوانيم . فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعتِ شب برايش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت : من فعلاً مهيّا نيستم شما منتظر من نشويد؛ بعداً مشرّف مى شوم .

فرمود: نه ، من اين جا ايستاده ام ؛ برخيز، مهيّا شو كه با هم برويم . آقا زاده ، بناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم راه افتادند. كنار درِ صحنِ مطهّر كه رسيدند، آن جا مرد فقيرى را ديدند كه نشسته و دست نياز به طرف مردم دراز كرده است . آن عالم بزرگوار ايستاد و به فرزندش فرمود:

اين شخص در اين وقتِ شب براى چه اين جا نشسته است ؟

گفت : براى تكّدى از مردم .

فرمود: آيا چه مقدار ممكن است از رهگذران ، عايد او گردد؟ گفت : احتمالاً يك تومان (به پول آن زمان ).

مرحوم كاشف الغطاء فرمود: فرزندم ! درست فكر كن و ببين اين آدم براى مبلغ بسيار اندك و كم ارزش دنيا (آن هم محتمل )، در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشت و آمد در اين گوشه نشست و دست تذلّل به سوى مردم دراز كرد! آيا تو، به اندازه اين شخص ، به وعده هاى خدا درباره شب خيزان و متهجّدان اعتماد ندارى كه فرموده است : ((فَلاَ تَعْلَمُ نفسٌ ما أ خفى لهم من قرَّة أ عينٍ)) - هيچ كس نمى داند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده - (87) گفته اند آن فرزند جوان از شنيدن اين گفتار پدرِ زنده دل خود چنان تكان خورد و تنبّه يافت كه تا آخر عمر از شرف وسعادت بيدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ‍ ترك نشد.(88)

سفارش امام حسين عليه السلام به خواهرش در روز عاشورا

در روايت آمده : امام حسين عليه السلام در روز عاشورا هنگام آخرين وداع با اهل بيت عليهم السلام خطاب به خواهرش زينب عليها السلام فرمود: خواهرم ! مرا در نماز نافله شب فراموش مكن .(89)

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:

((مال و فرزندان زينت زندگى دنياست )). و هشت ركعت نماز نافله شب كه بنده خدا در پايان شب مى خواند زينت آخرت است .(90)

بيدار كردن فرشتگان بندگان را ...

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ يك از مردم نمى خوابد مگر اينكه فرشته اى بر او نگهبان است و هر شب دو بار او را از خواب بيدار مى كند و مى گويد: اى بنده خدا! برخيز براى ياد خدا (و مناجات و نماز شب ) او ثناى فرشته اى كه او را بيدار مى كرد مى شنيد.

مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، ذيل اين روايت مى نويسد: اين اخبار را انكار نكن ، من خدا را شاهد مى گيرم كه از شب زنده داران و متهجّدين ، كسى را مى شناسم كه صداى فرشته اى كه او را در هنگام سحر بيدا مى كند مى شنود كه به او به لفظ آقا خطاب مى كند و او براى ذكر خدا و نماز شب بر مى خيزد.(91)

((تصور مى شود اين شخص كه براى اقامه نماز شب با صداى فرشته بيدار مى شود خود ميرزا جواد آقاست كه براى پرهيز از خودستايى اين حقيقت را به اين عبارت بيان كرده است . او جز خدا و خواست او هوايى در سر نداشت و به چيز ديگرى نمى انديشيد)).(92)

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه بنده اى در نيمه شب با مولايش خلوت كند و با او به مناجات بپردازد، خداوند قلبش را نورانى مى كند و چون بگويد:

((يا ربّ يا ربّ)) خداوند جليل مى فرمايد:

((لبيك )) بنده من ! درخواست كن تا عطايت كنم .(93)

نماز شب آيت اللّه سيد احمد كربلايى

درباره آيت اللّه سيد احمد كربلايى رحمه الله عليه - از شاگردان ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه - مى خوانيم كه عارف بزرگ ، آقا على قاضى فرمود: شبى از شبها را به مسجد سهله مى گذرانديم ، به نيمه شب يكى در آمد و به مقام ابراهيم عليه السلام مُقام كرد و از پى فريضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشيد، آن گاه برفتم و ديدم : آقاى سيد احمد بكّاء است و از شدّت گريه ، خاك سجده گاه را گِل كرده است .

علاّمه آقا بزرگ تهرانى هم درباره مرحوم كربلايى مى فرمايد: به هنگام نماز بر وجود خود تسلّطى نداشته و اشكهاى او همانند ابر بهاران فرو مى باريد. او كثير البكاء بود... من چندين سال همسايه او بودم ، در اين مدّت كارهاى شگفتى از او ديدم ... در نماز به ويژه به هنگام نوافل ليليّه ، عنان اختيار از كف مى داد و از خود بى خود مى شد.

يكى ديگر از معاصرين ايشان مى گويد: يگانه كسى بود كه بصر او به بصيرت تبديل شده بود و پرده هاى ضخيم طبيعت را به واسطه كثرت عبادت و توغّل در ادعيه و اوراد و مواظبت دايمى بر اداى نوافل از جلوى چشم خود برداشته بود و كسى را بدان مقام نديدم .

سيّد السالكين آيت اللّه سيّد احمد كربلايى سرانجام در يك نماز عشق - نماز عصر - به قرب حق نايل شد و به وصال جانان رسيد و مشاهد ابدى محبوب خويش گرديد.(94)

نماز شب امام هادى عليه السلام

امام دهم حضرت هادى عليه السلام هنگام شب به درگاه خدا روى مى آورد و شب را با حالت خشوع ، به ركوع و سجود سپرى مى كرد و بين پيشانى نورانى اش و زمين ، جز سنگريزه و خاك حايلى وجود نداشت و پيوسته با خدايش در مناجات بود و عرض مى كرد: ((اِلهى مُسيى ءٌ قَدْ وَرَدَ وَ فَقيرٌ قَدْ قَصَدَ...)) - پروردگارا! گنهكارى بر تو وارد شده و تهيدستى به تو روى آورده است ؛ تلاشش را بى نتيجه مگردان و او را مورد عنايت و رحمت خويش ‍ قرار ده و از لغزشش در گذر.(95)

آيا نبايد بنده شكرگزار خدا باشم

((عطاء بن ابى رياح )) مى گويد:

روزى نزد عايشه رفتم ، از او پرسيدم : شگفت انگيزترين كارى كه در عمرت از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ديدى چه بود؟ گفت : كار پيامبر همه اش ‍ شگفت انگيز بود، ولى از همه عجيب تر اين كه : شبى از شبها كه پيامبر به استراحت پرداخته بود، هنوز آرام نگرفته بود كه از جا برخواست و وضو گرفت و به نماز ايستاد و آن قدر در حال نماز اشك ريخت كه جلوى لباسش ‍ از اشك چشمش تر شد، سپس سر به سجده نهاد و چندان گريست كه زمين از اشك چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود. هنگامى كه ((بلال )) او را به نماز صبح خواند، پيامبر را گريان ديد. عرض كرد: چرا چنين گريانيد؟ شما مشمول لطف خداييد؟ فرمود: آيا نبايد بنده شكرگزار خدا باشم ؟(96)

هر شب با صداى استاد از خواب بيدار مى شد

آيت اللّه شيخ آقا بزرگ تهرانى رحمه الله عليه مى گويد: روزى علاّمه محمّد حسين كاشف الغطاء به استاد بزرگمان علامه نورى گفت : بعضى از شبها احساس ‍ سنگينى مى كنم و نماز شب از دست مى رود. علامه نورى با عتاب پدرانه اى فرمود: چرا؟ چرا؟ برخيز! برخيز!. پس از گذشت سالها علامه نورى وفات كرد.

روزى علاّمه كاشف الغطاء به من فرمود: صداى رساى استادم محدّث نورى هر شب ساعتى به سپيده صبح به گوشم مى رسد و مرا بيدار مى كند و به نماز شب بر مى خيزم . صدايى كه صلا در مى دهد: محمّد حسين ! فرزندم ! چرا؟ چرا خوابيده اى ؟ بيدار شو، برخيز، برخيز!(97)

اين مرد نيمه شب تهجّد با آه و ناله داشت

رهبر معظّم انقلاب اسلامى حضرت آيت اللّه خامنه اى درباره شهيد مطهرى رحمه الله عليه فرمود: اين مرد نيمه شب تهجّد با آه و ناله داشت . يعنى نماز شب مى خواند و گريه مى كرد به طورى كه صداى گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مى كرد... .

يك شب ايشان منزل ما بودند. نصف شب از صداى گريه ايشان خانواده ما از خواب پريده بودند. البته اوّل ملتفت نشده بودند صداى كيست ، اما بعد فهميدند كه صداى آقاى مطهرى است . بله ايشان نصف شب نماز شب مى خواند همراه با گريه ، با صدايى كه از آن اتاق مى شد آن را شنيد.(98)

اگر مقام محمود مى خواهى شب بيدار باش

خداوند متعال خطاب به رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: اى محمّد! مقام شفاعت در قيامت مقامى بزرگ است ، مقام محمود است و براى تو مسلّم است ، امّا راهش آن است كه هنگام شب برخيزى و نماز شب بخوانى .

اى محمّد اگر خشنودى ما را مى خواهى در روز به وظايف رسالت عمل كن . و اگر مقام محمود مى خواهى شب بيدار باش و نماز شب بخوان . ((وَ مِنَ اللّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً))(99)، (100)

- و پاسى از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان ! اين يك وظيفه اضافى براى توست ؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خورِ ستايش بر انگيزد.

 

در حالات مرحوم ميرزاجواد ملكى تبريزى (ره )

مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى رحمه الله عليه هر شب كه براى تهجّد از خواب بيدار مى شد ضمن اجراى دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبيل سجده و دعا، مدّتى در بسترش صدا به گريه بلند مى كرد و سپس بيرون مى آمد و به اطراف آسمان نگاه مى كرد و آيات

((إِنَّ فِى خَلْقِ السَّموَاتِ وَ الاَْرْضِ...))(101)

را مى خواند و سر به ديوار مى گذاشت و مدّتى گريه مى كرد، سپس براى وضو گرفتن آماده مى شد و در كنار حوض مى نشست و مى گريست و از هنگام بيدار شدن تا برگشتن به محل نماز چند جا مى نشست و بر مى خاست و گريه مى كرد، وقتى كه وضو مى گرفت و به مصلاّيش مى رسيد و مشغول تهجّد مى شد، ديگر حالش خيلى منقلب مى شد و قابل وصف نبود، او در نمازها و مخصوصاً در قنوت آنها گريه هاى طولانى داشت تا آنجا كه بعضى ايشان را جزء بكّائين عصر به شمار آورده اند.(102)

از امام سجّاد عليه السلام پرسيد: چرا شب زنده داران صورتى زيباتر از صورت ديگران دارند؟

فرمود: چون آنان با خداى خويش خلوت كرده اند، خداوند از نور خود بر چهره آنان پوشانده است .(103)

اميرمؤمنان على عليه السلام و شبهايش

امام صادق عليه السلام فرمود:

حضرت على عليه السلام اتاقى را در خانه اش براى خواندن نماز اختصاص داده بود، چون مقدارى از شب مى گذشت يكى از كودكانش را كه بيدار بود همراه خود به آن اتاق مى برد و مشغول نماز مى شد.(104)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

اى على بر تو باد نماز شب و كسى كه نماز شب را سبك بشمارد از ما نيست پس به وصيّت من عمل كن ، و دستور بده تمام اُمّتم نماز شب را بخوانند.

با خواندن نماز شب تاريكى قبر را يادآور شويم

روايت شده است كه خداى متعال به حضرت موسى عليه السلام وحى كرد كه : اى موسى ! در تاريكى شب از خواب برخيز (و مناجات و راز و نياز كن ) تا قبرت را باغى از باغهاى بهشت قرار دهم .(105)

همچنين آمده است نماز گزار بايد با خواندن نماز صبح ، صبحِ قيامت را به ياد آورد و از نماز ظهر به ياد گرمى محشر بيفتد و از نماز شب ، تاريكى قبر را متذكّر شود.(106)

پاداش نماز شب بيان نشده

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كارِ نيكى كه انسان با ايمان انجام مى دهد پاداشش در قرآن ذكر شده است ، جز نماز شب ، كه به خاطر اهميّت آن خداوند آن را با صراحت بيان نفرمود، همين قدر فرموده است : ((تَتجافى جُنُوبُهُومْ عَنِ الْمَضاجِعِ...))(107)، پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى شود (و به پا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند) و پروردگارِ خود را با بيم و اميد مى خوانند و از آنچه به آنان روزى داده ايم انفاق كنند! هيچ كس نمى داند چه پاداشهاى مهمّى كه مايه روشنى چشمهاست براى آنان نهفته شده ، اين پاداشِ كارهايى است كه انجام مى دادند.(108)

هيچگاه نماز شبش ترك نشد

در شرح حال آيت اللّه شهيد مطهرى رحمه الله عليه آمده است كه :

او هميشه با وضو بود و به اين كار توصيه مى كرد، نسبت به انجام فرايض ‍ فرزندان خود نظارت دقيق داشت ، بعد از نماز مغرب و عشا سجده هاى طولانى به جا مى آورد و از سنّ تكليف به بعد، هيچ گاه نماز شبش ترك نشد.(109)

شب زنده دارى مرحوم ملا هادى سبزوارى

در شرح حال حكيم الهى ، حاج ملاّ هادى سبزوارى نوشته اند: در تمام سال ، ثلث آخر شب را بيدار بودند و در تاريكى شب عبادت مى كردند، تا اوّل طلوع آفتاب .(110)

دعا در نماز براى همه

((رسول خدا صلى الله عليه و آله مشغول نماز بود كه شنيد مردى در نماز خود مى گويد:

پروردگارا! تنها من و محمّد را مشمول رحمت خود قرار ده و جز بر ما دو نفر، بر هيچ كس رحم نكن !

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پس از آنكه نماز خود را به پايان برد، رو به او كرد و فرمود: (چرا) تو يك چيز وسيع را محدود ساختى (111).))

(يعنى چرا همه مسلمانان را دعا نمى كنى و رحمت خدا را به من و خودت اختصاص مى دهى ؟)

آيت اللّه حسن زاده آملى گويد:

رساله اى در امامت نوشتم و آن را به حضور شريف استاد علاّمه طباطبائى رضوان اللّه تعالى عليه رائه دادم ، مدّتى در نزد او بود و لطف فرمودند و يك دوره تمام ، آن را مطالعه فرمودند، در يك جاى آن رساله ، درباره خودم دعاى شخصى كرده بودم كه : بار خدايا مرا به فهم خطاب محمّدى صلى الله عليه و آله اعتلا ده .

در هنگام ردّ رساله به اين جانب فرمود: آقا! تا من خود را شناختم دعاى شخصى در حق خودم نكردم بلكه دعايم عام است . اين تأ ديب اخلاقى بسيار در من اثر گذاشت .(112)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر گاه يكى از شما دعا كند، دعايش را عموميّت دهد و همه را دعا كند، زيرا اين كار دعا را زودتر مستجاب مى كند.(113)

و نيز فرمود: كسى كه با جمعى نماز بخواند و تنها براى خود دعا كند و آنان را فراموش نمايد، به آنان جفا كرده است .(114)

مطلب ديگرى كه غفلت از آن روا نيست اين است كه : بر پا داشتن نماز و دعا كردن براى خود و ديگران ، وظيفه نمازگزار به پايان نمى رسد، بلكه اين آغاز راه است و هر نمازگزارى موظّف است علاوه بر اين ، عملاً نيز براى حلّ مشكلات مسلمانان اقدام كند، چنانكه آيت اللّه جوادى آملى فرموده اند: دينى كه مى گويد: هنگام سحر در نماز شب حدّاقل چهل نفر را دعا كن . همان دين مى گويد: روز هم به فكر حلّ مشكل چهل نفر باش ، شب برخيز و ديگران را دعا كن ، يعنى روز هم مواظب كارشان باش . اين درس ‍ كرم به انسان مى آموزد، كه ديگران مهمان سفره انسان باشند.(115)

امام صادق عليه السلام فرمودند:

جان ايمان سه چيز است :

1 - نماز شب خواندن .

2 - روزه دار را افطار دادن .

3 - به ملاقات برادران رفتن .(116)

در حالات مرحوم ميرزاى قمى رحمه الله عليه

در شرح حال استادِ ميرزاى قمى رحمه الله عليه (مرحوم سيد حسين خوانسارى رحمه الله عليه ) آمده است :

اين مرد بزرگ ، هرگز نماز شب و زيارت عاشورا و نماز جماعت را ترك نكرد و هرگاه به مسجد نمى رفت ، در منزل با زن و فرزند خود نماز جماعت مى خواند.(117)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

نماز آدمى در دل شب ، شعار صالحان است .(118)

شيخ مفيد (ره )

((شريف ابويعلى جعفرى )) درباره شيخ مفيد رحمه الله عليه گفته است :

او مقدار كمى از شب را مى خوابيد، آنگاه بر مى خاست و نماز مى گزارد، يا كتاب مى خواند، يا درس مى گفت ، يا قرآن تلاوت مى كرد.(119)

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

بر شما باد به نماز شب ، كه آن روش صالحانِ پيش از شما و وسيله نزديك شدن به خداوند و مانع گناهان (آينده ) و كفاره گناهان (گذشته ) و دور كننده دردها از بدن مى باشد.(120)

در حالات امام خمينى رحمه الله عليه

يكى از پزشكان مى گويد:

در ايّامى كه امام خمينى رحمه الله عليه در بيمارستان تحت معالجه و عمل جرّاحى بودند، لوله تنفّس در تراشه ايشان بود، (وقتى اين لوله در مجراى تنفسى قرار مى گيرد، شخص نمى تواند صحبت كند)، امّا امام با اينكه لوله به مجراى تنفسى ايشان وصل بود، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتّى نماز شب خود را ترك نكردند.(121)

در بين راه مشغول خواندن نمازهاى نافله ...

يكى از شاگردان علاّمه طباطبائى رحمه الله عليه درباره او مى گويد:

علاّمه اهل ذكر و دعا و مناجات بود، در بين راه كه او را ديدم غالباً ذكر خدا بر لب داشت .

به نوافل مقيّد بود و گاهى ديده مى شد كه در بين راه مشغول خواندن نمازهاى نافله است .

شبهاى ماه رمضان تا صبح بيدار بود، مقدارى مطالعه مى كرد و بقيّه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذكار مشغول بود.(122)

تا حالا نشده من از نماز شب ايشان بيدار شوم

در خاطرات مربوط به امام خمينى رحمه الله عليه مى خوانيم : خويشاوندان ايشان مى گفتند:

از پانزده سالگىِ ايشان كه ما در خمين بوديم ، آقا يك چراغ موشى (123) كوچك مى گرفتند و مى رفتند به يك قسمت ديگر كه هيچ كس بيدار نشود و نماز شب مى خواندند.

همسر امام رحمه الله عليه مى گويند:

((تا حالا نشده كه من از نماز شب ايشان بيدار شوم )). چون چراغ را مطلقاً روشن نمى كردند.

نه چراغ اتاق را روشن مى كردند، نه چراغ راهرو را و نه حتى چراغ دستشويى را [او از يك چراغ قوه كوچك كه تنها جلوى پايشان را روشن مى كرد، استفاده مى كردند.(124)] و براى اين كه كسى بيدار نشود، هنگام وضوى نماز شب ، يك ابر زير شير مى گذاشتند كه آب چكّه نكند و صداى آن ، كسى را بيدار نكند.(125)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

زمستان براى مؤمن فصل خوبى است ، زيرا روزهاى كوتاهش را روزه مى گيرد و شبهاى طولانى اش را براى نماز (شب ) بر مى خيزد.(126)

عارفان ، سرمه بيدارىِ شب بر چشمانشان كشيده اند

خداى متعال به حضرت داوود عليه السلام فرمود:

اى داوود! مردان با تقوا شبهايشان را نخوابند مگر آنكه نمازشان را براى من بگذارند. و روزهايشان را به پايان نبرند مگر آنكه پيوسته مرا ياد كنند. اى داوود! همانا عارفان ، سرمه بيدارىِ شب بر چشمانشان كشيده اند و شب را در حال قيام اند و از اين رهگذر، رضاى مرا مى طلبند.(127)

كنيزك نماز شب خوان

((حسن بن صالح )) - از صوفيه و عرفاى مشهور عراقى - كنيزكى داشت ، آن را بفروخت بر قومى .

چون ميانه شب بود، كنيزك برخاست و گفت : اى اهل سراى ، نماز! نماز! ايشان تعجّب نمودند و گفتند: آيا صبح بدميد و بامداد شد؟ كنيزك گفت : شما جز فريضه نگزاريد؟ گفتند: نه . كنيزك به نزد حسن بن صالح بازگشت و گفت : اى خواجه ! مرا بر قومى فروختى كه ايشان نماز شب نمى خوانند، مرا از ايشان باز ستان . حسن وى را از ايشان بازستاند.(128)

اگر بهشت مى خواهى نماز شب بخوان

يكى از صالحان گفت :

شبى خوابيدم و عبادت (نماز شب ) به جا نياوردم ، پس شنيدم كه هاتفى مى گفت :

آيا بندگان خدا مى خوابند و حال آنكه خداوند بهشت رضوان را بين آنان تقسيم مى فرمايد؟ پس هر كه اضافه بخواهد، شب طولانى را با خواب ، كوتاه نمى كند و به اندكى از بهشت قانع نمى شود.(129)

نصيحت على عليه السلام براى مردم عراق

((امام باقر عليه السلام فرمود:

اميرالمؤمنين على عليه السلام آن گاه كه در عراق بود، روزى پس از نماز صبح به وعظ و نصيحت پرداخت و از خوف خدا گريست ، ديگران هم از گريه حضرت گريستند، آن گاه فرمود: به خدا قسم كه از زمان دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله اقوامى را به ياد دارم كه صبح و شام را به پايان مى بردند در حالى كه چهره هاى آنان گرفته و احوالشان پريشان و شكمها از گرسنگى به پشت چسبيده و پيشانى آنان از اثر سجده چون زانوى شتر بود!

شب را در حال سجده و قيام براى پروردگارشان به روز مى آوردند. گاهى مى ايستادند و گاهى پيشانى بر خاك مى نهادند و با خداى خود سرگرم گفتگو و مناجات بودند و آزادى خويش را از آتش جهنّم ، از حضرت او مى خواستند، به خدا سوگند با همه احوال ، آنان را مى ديدم كه بيمناك و هراسانند!

راوى مى گويد: پس از اين سخنان ، ديگر آن حضرت را خندان نديدند، تا به جوار رحمت حضرت حق منتقل شد.))(130)

بر تو باد به استغفار در تاريكى شب

خداى متعال فرمود: اى داوود! بر تو باد به استغفار در تاريكى شب ، هر كس ‍ به خاطر من به نماز ايستد آنگاه كه مردم در خوابند، به فرشتگانم دستور مى دهم تا براى او استغفار كنند و بهشت من مشتاق ديدار او گردد و هر تر و خشكى براى او دعا كند.(131)

نماز شب حضرت مهدى عليه السلام

استاد الهى و عارف ربّانى ، مرحوم حاج شيخ جواد انصارى همدانى رحمه الله عليه مى فرمود:

يكى از مؤمنان ، شبى كه براى نماز شب بيدار شده بود مشاهده كرد كه در حدود پانصد خانه از خانه هاى همدان نورافشانى مى كنند. به او الهام شده بود كه در اين خانه ها نماز شب خوانده مى شود، در نقطه اى (از زمين ) عمودى از نور ديده بود كه تا آسمان كشيده شده است و به او الهام شده بود كه در آن مكان ، وجود مقدّس حضرت مهدى عليه السلام هست كه به نماز شب ايستاده است .(132)

((عباد)) يكى از سربازان رسول خدا صلى الله عليه و آله و نماز شب او

وقتى كه ارتش اسلام به همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله از غزوه ((ذات الرقاع )) به سوى مدينه بر مى گشت ، بين راه در ميان درّه اى شب را به استراحت پرداخت ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو سرباز دلير را مأ مور حفاظت دهانه درّه كرد. آن دو كه ((عباد)) و ((عمّار)) نام داشتند، ساعات شب را بين خود تقسيم كردند، نگهبان )) اوّل عباد بود كه مقدارى از شب را به نماز مشغول شد. در ميان مردى از افراد دشمن كه در تعقيب مسلمين بود خود را نزديك درّه رساند و عباد را كه در حال نماز بود هدف تير قرار داد. او به قدرى غرق مناجات بود كه سوزش تير را كمتر احساس كرد، آن را از پاى خود در آورد و به نماز ادامه داد... با تير دوّم نيز چنين كرد، وقتى كه سوّمين تير به پايش ‍ نشست ديگر نتوانست آن طور كه مى خواست مناجاتش را ادامه دهد؛ به خاطر اين با ركوع و سجودى كوتاه نمازش را به پايان برد و عمّار را بيدار كرد.

چون عمّار حال عباد را ديد با اعتراض به او گفت : چرا در آغاز كار مرا بيدار نكردى ؟ عباد گفت : من در حال مناجات با پروردگار خود بودم و سوره اى از قرآن را مى خواندم ، لذّت مناجات و شيرينى توجّه به خداى متعال مانع از آن شد كه نماز خود را قطع كنم ، اگر نبود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله حفاظتِ اين نقطه را بر عهده من گذارده بود، هرگز نماز و سوره اى را كه مى خواندم قطع نمى كردم و جان خود را در طريق مناجات با خدا از دست مى دادم ، پيش از آنكه آهنگ بريدن نماز كنم !(133)

نماز شب مرحوم ميرزا سليمان تنكابنى

صاحب ((قصص العلماء)) درباره پدرش مرحوم ميرزا سليمان تنكابنى مى گويد:

نماز شبش هيچ گاه ترك نشد، يك شب وقت سحر از خواب بيدار شدم ، ديدم پدرم نشسته است و به شدّت مى گريد، بعد از مدّتى كه گريه اش تمام شد، از سبب آن سؤ ال كردم ؟

در پاسخ فرمود: در قنوت نماز وتر، مناجات ((خمس عشرة )) مى خواندم و مى گريستم ، ناگاه شنيدم كه از سقف اتاق ، آوازى بر آمد كه : ((ايّها العالم العامل ...)) (مرحوم والد، بيش از اين سخنى نگفت و دنباله صدايى را كه شنيده بود اظهار نكرد).

سپس بيان داشت كه : وقتى آن آواز را شنيدم ، چنان گريه بر من مستولى شد كه نتوانستم نماز را تمام كنم ، بى اختيار نشستم و گريستم . و تا من زنده ام ، راضى نيستم اين ماجرا را به كسى بگوييد.(134)

مادرم فاطمه زهرا عليها السلام در نماز شبش ...

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمودند:

مادرم فاطمه عليها السلام را ديدم كه در شب جمعه اى در محراب عبادت خويش ‍ ايستاده و مرتب در حال ركوع و سجود بودند تا اينكه سپيده صبح آشكار شد و مى شنيدم كه مؤمنان و مؤمنات را دعا مى فرمود و نام آنان را يكايك مى برد و بسيار در حقّشان دعا مى فرمود و براى خود دعايى نمى كرد.

به ايشان گفتم : مادرم ! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى براى خود نيز دعا نمى كنى ؟

فرمودند: فرزندم ! ابتدا همسايه و بعد خود انسان .(135)

مال شبهه ناك مانع نماز شب مى شود

آيت اللّه شهيد قدوسى رحمه الله عليه مى فرمود:

ما وقتى كه در نهاوند بوديم ، سالى يك بار با خانواده ، منزل يكى از آشنايان دعوت مى شديم ، پس از تكرار چند نوبت ديدم همان شبى كه ما در آن ميهمانى غذا مى خوريم نماز صبح روز بعد به آخر وقت كشيده مى شود (و موفّق به نماز شب نمى شويم ) متوجّه شدم در اموال آن شخص اشكالى وجود دارد.(136)

اى صبح ! تو شاهد باش ...

از ((امّ سعيد)) كنيز امير مؤمنان عليه السلام پرسيدند:

على عليه السلام در ماه رمضان بيشتر عبادت مى كند يا در ساير ماهها؟

پاسخ داد: على عليه السلام هر شب با خداى خود به راز و نياز مشغول است و براى او ماه رمضان و ديگر اوقات يكسان است .

و نيز در شرح حال آن حضرت آمده است :

وقتى كه او را پس از ضربت خوردن از مسجد به خانه مى بردند نگاهى به محلّ طليعه فجر افكند و فرمود:

اى صبح ! تو شاهد باش كه على را فقط اكنون (به حكم اجبار) دراز كشيده مى بينى !(137)

نماز شب علامه محمد تقى مجلسى رحمه الله عليه

علاّمه محمّد تقى مجلسى رحمه الله عليه - پدر علاّمه محمّد باقر مجلسى رحمه الله عليه - مى گويد:

الحمد للّه ربّ العالمين كه بنده در چهارده سالگى همه اينها را مى دانستم ، يعنى خدا و نماز و بهشت و دوزخ ، و نماز شب [مى خواندم ] در مسجد صفا، و نماز صبح را به جماعت [مى خواندم ] و اطفال را نصيحت مى كردم به آيات و حديث به تعليم پدرم رحمه الله عليه .(138)

مهلت خواستن حضرت مريم عليها السلام

روايت شده است : هنگامى كه فرشته مرگ (عزرائيل )، براى قبض روح حضرت مريم عليها السلام نزد او حاضر شد، مريم مهلت خواست تا سجده اى به جا آورد، چون اجازه يافت ، به سجده رفت و در همان حال ، تسليم فرمان حق شد و جان داد.(139)

در مأ خذ ديگرى آمده است : حضرت عيسى عليه السلام پس از مرگ مادرش ‍ مريم ، او را صدا زد و گفت : مادر! آيا مى خواهى به دنيا برگردى ؟

پاسخ داد: آرى ، (دوست دارم برگردم ) براى آن كه در شب سرد براى خدا نماز بگزارم و در روز بسيار گرم روزه بگيرم ، آن گاه فرمود: اى پسر جان من ! اين راه (برزخ و قيامت ) بيمناك است .(140)

رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان ...

رهبر معظم انقلاب حضرت آيت اللّه خامنه اى - دامت ظله العالى - در اهميّت نماز شب مى فرمايند: ((نماز شب بخوانيد و آن هم نماز شب با توجّه ، نماز شبى كه مى فهميد چه مى كنيد، نه نمازى كه در آن توجّه نباشد. نماز شب بايد با توجه و عنايت باشد. اثر نماز شب در شما كه جوان هستيد، بسيار زيادتر از نماز شبى است كه ((من )) مى خوانم .

اين اثرات را حفظ كنيد و چيزهايى كه براى هدف و تكاملتان لازم است فرا بگيريد و ايام را از دست ندهيد كه اين ايّام و اين فرصتها قابل بازگشت نيستند)).(141)

مناجاتها و نمازهاى شب استاد شهيد مطهرى حالت ويژه اى داشت . سروش نيمه شبان استاد مطهرى هنگام نماز شب اين بود: نخوابيد، شيطان خوشحال مى شود. رهبر انقلاب مى فرمايند: اين مرد، نيمه شب تهجد با آه و ناله داشت ، نماز شب مى خواند و گريه مى كرد، به طورى كه صداى گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مى كرد... اتاق ايشان وضعيت خاصى داشت ... يك ((اللّه )) بود كه با نئون سبز با اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب جلوه داشت و مشخص مى كرد كه استاد همان نيمه شبها كه مشغول ذكر خدا هستند و ذهنشان هم به ياد خداست مى خواهند كه از همه حواس خود نيز استفاده كنند...))(142)

گريه هاى شبانه

يكى از اساتيد حوزه علميه قم گويد: شبى مهمان حاج آقا مصطفى بودم ، نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله اى شنيدم ، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقى افتاده است !

حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم : ببين در خانه شما چه خبر است ؟

ايشان نشست و گوش فرا داد و گفت : صداى آقا (امام خمينى ) است كه مشغول تهجّد و عبادت است .(143)

بيدار نشدن مرحوم آخوند كاشى براى نماز شب

((حضرت حجة الاسلام والمسلمين آسيد محمّد حسين مدرس )) در اصفهان فرمودند:

يك روز طلبه ها جشنى گرفته بودند از آخوند كاشى هم دعوت مى كنند كه در آن جشن شركت كنند،

ايشان هم تشريف مى آورند و تا دير وقت مشغول بودند و براى نماز شب بيدار نشده بلكه براى نماز صبح از خواب بيدار مى شوند.

دوباره ((هفده ربيع )) طلبه ها جشن مى گيرند و آخوند را دعوت مى كنند كه تشريف بياورند و اين بار هم ايشان خوابشان مى برد.

شب در خواب ((حضرت رسول )) صلى الله عليه و آله را مى بينند و حضرت مى فرمايند:

ما دفعه قبل ((نهم ربيع )) را به خاطر شادى قلب دخترم ((زهرا سلام اللّه عليها)) تو را بخشيديم كه نماز شبت ترك شد ولى ((هفدهم ربيع )) چرا خوابت برده بلند شو نماز شبت را بخوان .

شيطان مانع بيدار شدن مى شود

و شيخ برقى بسند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود: از براى شب شيطانى است كه او را رها مى گويند، پس هرگاه بنده اى از خواب بيدار شود و اراده كند برخاستن براى نماز شب را آن شيطان باو گويد حالا وقت برخاستن تو نيست ، پس دفعه ديگر كه بيدار شود و خواهد برخيزد آن شيطان گويد كه وقت برخاستن نشده يعنى زود است پس ‍ پيوسته او را از برخاستن زايل كند و حبس كند او را تا فجر طلوع كند و چون فجر طالع شد بول كند در گوش او آن وقت بگذرد از او در حاليكه دُم خود را مى جنباند از ناز و به خود مى بالد.

و ابن ابى جمهور از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه آن حضرت روزى باصحاب خود فرمود كه احدى از شما هر گاه خوابيد شيطان گره ميزند بر پسِ سر او سه گره بزند مكان هر گرهى عَلَيْكَ لَيْلٌ طَويلٌ فَارْقُدْ يعنى شب دراز است بخواب ، پس هر گاه بيدار شد و ذكر خدا كرد يك گره گشوده شود و اگر وضو گرفت يك گره ديگر گشوده گردد و اگر نماز خواند يك گره ديگر گشوده گردد پس داخل صبح شود به حال نشاط پاكيزه نفس والاّ صبح كند خبيث النّفس كسلان ، و اين روايت در كتب اهل سنّت نيز مذكور است .

و قطب راوندى روايت كرده از اميرالمؤمنين عليه السلام كه فرمود: طمع نكن در سه چيز با سه چيز: طمع مكن در بيدارى شب با پر خوردن ، و در نور صورت با خوابيدن در جميع شب ، و در امان از دنيا با صحبت فسّاق .

ذكر موجودات

((آيت اللّه امينى )) فرمودند:

((آسيد باقر سدهى )) كه استاد ما بود و ايشان هم شاگرد مرحوم ((آيت اللّه آميرزا رحيم ارباب )) بود فرمود كه :

ما سر درس مرحوم ارباب بوديم و ايشان لمعه درس مى دادند يك روز در درس لمعه فرمود:

يك شب من از اتاقم به قصد وضو به سوى صحن مدرسه آمدم كه نماز شبم را بخوانم وقتى از اتاق بيرون آمدم ديدم صداى همهمه اى مى آيد هرچه نگاه كردم ديدم همه جا خاموش است ، صدا از درخت و همه جا مى آيد مثل يك ذكرى بود.

رفتم وضوخانه ديدم آنجا هم صدا مى آيد، تعجّب كردم اين صداى ذكر از كجاست . آمدم داخل ايوان نماز بخوانم ، امّا همينطور در فكر بودم كه اين صدا از كجا مى آيد؟ قدرى كه رفتم ، ديدم مرحوم آخوند كاشى مشغول نماز شب هستند و در قنوت وِتْرشان همينطور ذكر مى خواند و گريه مى كند و در و ديوار هم ذكر مى گويند.

من همينطور ايستادم و به او نگاه كردم ، تا نماز صبح شد، ديدم سر و صدا تمام شد.

فردا رفتم درس و گفتم : آقا من يك حاجتى به شما دارم .

فرمود: بفرمائيد؟! گفتم : من چنين چيزى از شما ديدم و ذكر در و ديوار.

آخوند فرمود: خودتان شنيديد؟ گفتم : بله .

فرمودند: خداوند به تو عنايتى كرده است كه شنيده اى .

(چون قرآن كريم مى فرمايد: در و ديوار تسبيح خدا را مى كنند اگر كسى درك كند و بفهمد ذكر موجودات را معلوم است كه خداوند التفاتى به او كرده است )

ما سميعيم و بصيريم و هُوشيم

از شما نامحرمان ما خامُوشيم

 

شب زنده دارى مرحوم شيخ جعفر كبير

از بعضى از اكابر افاضل نقل شده مرحوم شهيد ثالث مى فرمود كه :

مرحوم شيخ جعفر كبير وارد قزوين شد و در منزل برادر شهيد ثالث حاج ملاّ محمّد صالح منزل كرد، شب هر يك در گوشه اى خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم . چون مقدارى از شب گذشت ، ديدم كه شيخ جعفر مرا صدا كرد كه برخيز و نماز شب بخوان .

عرض كردم : بلى بر مى خيزم ؛ شيخ از من ردّ شد و من ديگر بار خوابيدم .

ناگاه بر اثر شنيدن صداهائى متاءثّر كننده از خواب جستم از پى آواز روانه شدم چون به نزديك رسيدم ديدم كه جناب شيخ با نهايت تضرّع و بى قرارى به مناجات و گريه اشتغال دارد. صداى آن جناب چنان تاءثيرى در من كرد كه از آن شب تا به حال بيست و پنج سال مى گذرد هر شب برمى خيزم و به مناجات به قاضى الحاجات اشتغال دارم .

رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان در حال قيام بود كه ...

عبداللّه بن مسعود مى گويد:

شبى همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز شب مى خواندم و آن حضرت چندان در حال قيام و برپاى بود كه من توان ايستادن نداشتم ، آهنگ كارى ناپسند كردم .

پرسيدند: چه كار ناپسندى ؟ گفت : اين كه بنشينم و پيامبر صلى الله عليه و آله را به حال ايستاده رها كنم .(144)

دعا براى روزى ، در نماز شب

((ابوبصير)) نقل مى كند: به حضرت صادق عليه السلام از حاجت خودم شكايت كردم و از آن حضرت خواستم كه به من دعايى جهت رزق بيآموزد.

((حضرت صادق عليه السلام فرمود: در نماز شب ، وقت سجده (در روايت ديگر: در سجده آخرِ ركعتِ هشتمِ نافله شب ) اين دعا را بخوان :

((يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ يا خَيْرَ مَسْئُولٍ وَ يا اَوْسَعَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ مُرْتَجىً اُرْزُقْنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ وَ سَبِّبْ لى رِزْقاً مِنْ قَبْلِكَ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ)).

حضرت اين دعا را به من تعليم فرمود، از وقتى كه من آن را خواندم ، ديگر محتاج نشدم .

خانه هايى كه هنگام شب در آنها نماز خوانده مى شود

روايت شده است : خانه هايى كه هنگام شب در آنها نماز خوانده مى شود و قرآن تلاوت مى گردد، براى اهل آسمان نورافشانى مى كنند همانگونه كه ستارگان درخشان براى اهل زمين نور افشانى مى كنند.(145)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

فضيلت نماز شب بر نماز (مستحب ) در هنگام روز، مانند فضيلت انفاق پنهانى بر انفاق آشكار است .(146)

تأ ثير سحرخيزى زن

زنى به خدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض كرد:

اى پسر پيغمبر! شوهرم مرا دوست نمى دارد، چه كنم ؟

حضرت فرمود: ((عليك بصلوة اللّيل )). برو نماز شب بخوان .

پس از چندى خدمت حضرت رسيد و تشكّر كرد و گفت : شوهرم از آن وقت هيچ كس را به اندازه من دوست نمى دارد. پس آن حضرت فرمود:

خدا رحمت كند زنى را كه سحر برخيزد و شوهرش را بيدار كند، و همچنين مردى كه برخيزد و زنش را بيدار كند و نماز شب بخوانند.(147)

نمونه اى از نماز زاهدان روزگار

ربيع بن خُثيم يكى از زهاد ثمانيه است كه قبرش در خراسان است (خواجه ربيع مشهور) از او حكايت شده است كه شب تا صبح در يك ركعت بيدار بود. وقتى كه صبح مى شد، ناله و آه مى نمود و مى گفت اخلاص داران پيشى گرفتند و ما در راه باز مانديم .

از رساله قشيرى نقل شده است :

وقتى كه خواجه ربيع وفات كرد، يكى از همسايگانش دختركى داشت به پدرش گفت :

آن ستونى كه هر شب در خانه همسايه بود چه شد؟ پدر گفت : فرزند، آن ستون نبود، بلكه همسايه صالح ما ربيع بود كه از اوّل شب تا به صبح بر قدمهاى خود ايستاده بود. آرى ، چنان بر قيام شب مداومت مى نمود كه دخترك همسايه خيال كرده بود ستون است .(148)

چه كنيم كه براى نماز شب بيدار شويم

مرحوم جواد آقا ملكى تبريزى مى فرمايد:

كسى كه بخواهد براى نماز شب بيدار شود وقتى كه رختخوابش را آماده مى كند، بگويد: خداوندا! مرا دچار مكر خودت نكن تا اين همه بى خيال نباشم و مرا به فراموشى ياد خودت گرفتار نكن ، و مرا جزو ناآگاهان قرار نده . مى خواهم در فلان ساعت بيدار شوم . اينجاست كه خدا به وسيله ملكى او را در همان وقت بيدار مى كند.(149)

عبادت در شب و استجابت دعا

نيشابورى مى گويد:

به امام صادق عليه السلام عرض كردم :

مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى كنند در شب ساعتى است كه هيچ بنده مؤمنى در آن دعايى نمى كند، مگر اينكه دعايش مستجاب شود.

فرمود: بلى .

عرض كردم : فدايت شوم آن چه زمانى است ؟

فرمود: بين نصف شب تا ثلث باقيمانده از آن .

گفتم : آيا آن شب معينى است از شبها يا هر شب است ؟

فرمود: هر شب است .(150)

نماز صفت پارسايان

از ((نوف بكالى )) روايت شده كه شبى اميرالمؤمنين عليه السلام را ديدم كه از بستر برخاسته و به ستارگان مى نگرد، آنگاه به من فرمود: اى نوف ! خوابى يا بيدار؟

گفتم : بيدار.

فرمود: اى نوف ، خوشا به حال پارسايان اين جهان كه دل در سراى ديگر بسته اند، آنان كه زمين را فرش ، و خاك را بستر، و آب را شربت نوشين ، و قرآن را شعار (جامه زيرين ، يعنى روش خود و زينت دل )، و دعا را دِثار (جامه رو، يعنى مانع حوادث ) قرار داده اند؛ و چون حضرت عيسى از دنيا بريده و جدا گشته اند.

اى نوف ! حضرت داوود عليه السلام شبها در چنين ساعتى از بستر برمى خواست و مى گفت :

اين ساعتى است كه هيچ بنده اى خداى بزرگ را نخواند، مگر اينكه دعايش ‍ مستجاب شود؛ جز آنكه باج گير يا جاسوس خبرچين ، يا گزمه كه همكار داروغه ستمگر است ، و يا نوازنده طنبور و طبل باشد.(151)

آثار هفتگانه نماز شب در كلام امام صادق عليه السلام

امام صادق عليه السلام فرمود:

آثار نماز شب عبارتند از:

چهره را نيكو مى كند.

اخلاق را زيبا مى كند.

انسان را خوشبو مى كند.

روزى را مقدّر مى سازد.

باعث اَداء قرض مى شود.

غم و غصّه را از بين مى برد.

چشم را روشنى مى بخشد.

كسب هيبت و ابهّت با نماز شب

روايت شده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام از مقابل دكه قصّابى مى گذشت . قصّاب گفت :

اى اميرالمؤمنين ! گوشت چاق و خوب ، موجود است .

امام عليه السلام فرمود: پول آن ، موجود نيست .

قصّاب گفت : من مهلت مى دهم و صبر مى كنم .

امام على عليه السلام پاسخ داد: من بر نخوردن گوشت صبر مى كنم . (و افزود:) خداوند متعال پنج چيز را در پنج چيز ديگر قرار داده است : عزّت را در بندگى ، ذلّت را در معصيت ، حكمت را در كم خوردن و خالى بودن شكم ، هيبت و ابهّت را در روى آوردن به نماز شب و ثروتمندى و بى نيازى را در قناعت .(152)

نماز شب و رفع مشكلات

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود:

اى مردم ! هيچ كس از شما نيست ، مگر اينكه مشكلات همچون كمربندى او را محاصره كرده است . پس زمانى كه دو سوّم از شب گذشت (و يك سوّم آن باقى ماند) ملكى بر او وارد مى شود و به او مى گويد: برخيز! و ذكر خداوند بگوى كه صبح نزديك است . اگر او حركت كرد و ذكر خداوند گفت ، يك گره از گرفتارى هايش گشوده خواهد شد و اگر او برخاست و وضو گرفت و به نماز ايستاد، تمامى گره هاى گرفتارى از او گشوده مى شود و صبحگاهان شادمان و با روشنى چشم از خواب بر مى خيزد.(153)

منابع

1-سوره سجد: آيه 16 و 17.

2-اسرار الصلوة : 289.

3-اسرار صلوة : 293.

4-مهر تابان : 16، بخش نخست .

5-وسائل الشيعه : ج 3، ص 183.

6-سفينة البحار: ج 2، ص 46.

7-وسائل الشيعه : ج 4، ص 278 / بحار الانوار: ج 84، ص 202.

8- مآخذ برخى از روايات مربوط به فضيلت قضاى نماز شب :

من لايحضرالفقيه : 1/497، 498 وتهذيب : 2/173 واستبصار: 1/390 و وسائل : 4/242، 273.

9-رجائا، يعنى : در عملى كه انسان يقين ندارد خداوند امر فرموده يا نه ، نيّت كند ((اگر خداوند امر فرموده و تشريع كرده )) به قصد امتثال امر او و رسيدن به ثواب انجام مى دهم .

10-شمع سحر: ص 30 (تاءليف : سيّد احمد فهرى ).

11-التهذيب : 2/92 و وسائل الشيعه : 6/275.

12-امام صادق عليه السلام فرمود:

من دوست دارم كه چون كسى به نماز شب برخواست مسواك كند و عطر ببويد (خود را معطر سازد) زيرا فرشته خدا مى آيد و دهان خود را به دهان كسى كه به نماز شب برخواسته است مى گذارد و هر آنچه از قرآن يا چيز ديگر از دهان او بيرون آيد به اندرون آن فرشته مى شود (فرشته آنها را ضبط مى كند).

شمع سحر: ص 43.

13-من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 489 - 490.

14-كنز العمال : ج 7، ص 780، ش 21379.

15-كنز العمال : ج 7، ص 790، ش 21425.

16-ميزان الحكمه : ج 5، ص 417.

17-ر. ك : آل عمران (3): آيه 190 - 194.

18-تفسير نمونه : ج 3، ص 213.

19-ارشاد القلوب : ج 2، ص 3 - 4 (باب 22).

20-همسر حسن مثنّى ، (عروس امام حسن مجتبى عليه السلام ).

21-فاطمه بنت الامام حسين عليه السلام : ص 14.

22-كنزالعمّال : ج 7، ص 782، ش 21388.

23-اسرار الصلوة : 291.

24-سوره اسراء: آيه 79. ترجمه : .

25-اسرار الصلوة : 295.

26-سوره مزّمل : 2.

27-پيشواى شهيدان : 228 - 229، با اندكى تغيير.

28-رساله لقاءاللّه : ص 173.

29-احياء تفكر اسلامى : 93 - 95، شايان ذكر است كه استاد شهيد اين مطالب را در زمان حيات پدرشان فرموده اند، و ايشان چند سال پيش از شهادت استاد در گذشتند.

30-فرازهائى از ابعاد...:20.

31-كنز العمال : ج 7، ص 785، ش 21403.

32-فرازهائى از ابعاد...: 57.

33-مراد، آيات 190 - 194 سوره آل عمران است .

34-رساله لقاء اللّه : 128، پانوشت ؛ و نيز مقدمه آن كتاب / ه‍ و.

35-حاج شيخ عباس قمى مرد تقوا و فضيلت : 61، 91.

36-وحيد بهبهانى : 100.

37-قصص العلماء: 123.

38-((نهج البلاغه )) صبحى صالح : 304، خطبه همّام (193).

39-كنز العمّال : ج 7، ص 785، ش 21405.

40-وحيد بهبهانى : 222.

41-قصص العلماء: 137، 123.

42-تاريخ حكماء و عرفاء متأ خر بر صدرالمتأ لهين : 75.

43-كنز العمال : ج 7، ص 784، ش 21400.

44-وحيد بهبهانى : 195.

45-قصص العلماء: 193.

46-قصص العلماء: 189 - 190.

47-قصص العلماء: 185.

48-سياحت شرق : 198 - 199.

49-ميزان الحكمه : ج 5، ص 421.

50-قصص العلماء: 173 - 174.

51-رساله لقاء اللّه : ص 131.

52-رساله لُبّ اللباب : 19 - 20، مقدّمه .

53-حوزه شماره سوّم : 31 - 32، مقاله آفاق فكرى برونحوزه اى .

54-يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسى : 76، 77.

55-يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسى : 129 - 130. شايان ذكر است كه مرحوم قدّوسى چندين سال مديريّت مدرسه ((حقّانى )) را به عهده داشتند و به بهترين وجه آن را اداره كردند و طلاّب فاضل و متعهّدى تربيت كرده و پرورش دادند.

56-همان : 66.

57-سوره ذاريات : 17 - 18.

58-سيرى در نهج البلاغه : 246.

59-اسرار الصلوة : 270 - 271؛ و مراقبات : 123.

60-ميزان الحكمه : ج 5، ص 421.

61-تذكرة المتّقين : 211 - 213.

62-كنز العمال : ج 7، ص 786، ش 21408.

63-((حوزه )) شماره 4/66 - 68.

64-تذكرة المتّقين : 234 - 237.

65-تذكرة العلماء: ص 68.

66-رساله لقاءاللّه : ص 173.

67-بحارالانوار: ج 82، ص 310.

68-رساله لقاءاللّه : ص 109.

69-وصيت نامه آيت اللّه مرعشى نجفى : ص 19.

70-ليلة الهرير: شبى كه سخت ترين شب جنگ صفين بود و در لغت به زوزه سگ گفته شود (سپاه معاويه در آن شب در زير ضربات سپاه على عليه السلام همچون سگ زوزه مى كشيد).

71-بحارالانوار: ج 41، ص 17.

72-زينب دختر يحيى متوّج .

73-داستانهاى نماز: ص 73.

74-اصحاب امام صادق عليه السلام : ص 16.

75-ارشاد القلوب (ديلمى ): ج 2، ص 15، باب 22.

76-مقتل الشمس : ص 179 - 180.

77-اسرار الحكم سبزوارى : ص 497.

78-نماز در اسارت : ص 112.

79-سازندگيهاى اخلاقى امام حسين عليه السلام : ص 146.

80-شب مردان خدا: ص 64 - 65.

81-علل الشرايع : ص 363.

82-مقتل الشمس : ص 188.

83-نماز جاشت يا صلاة الضُّحى ، يكى از نمازهاى اوّل روز است كه بعد از بلند شدن آفتاب مقدار ربع آسمان تا انتصاف آن گزارند.

(مراجعه شود به : فرهنگ معين ، بخش دوّم ، تركيبات خارجى ، صلاة الضّحى ).

84-عرفان اسلامى : ج 1، ص 333.

85-شب مردان خدا: ص 39.

86-ميزان الحكمه : ج 5، ص 419.

87-سجده (32): آيه 17.

88-شب مردان خدا: ص 44 و 45.

89-زينب بنت الامام اميرالمؤمنين عليه السلام : ص 17 و 18.

90-ميزان الحكمه : ج 5، ص 417.

91-اسرار الصلوة : ص 289. (ملكى تبريزى )

92-مردان علم در ميدان عمل : ج 3، ص 122 (به نقل از سيماى فرزانگان ).

93-اسرار الصّلوة : ص 294 (ملكى تبريزى رحمه الله عليه ).

94-حوزه : ش 15، ص 74 - 76 (سال سوّم )

95-دهمين خورشيد امامت ، امام هادى عليه السلام : ص 17 و 18.

96-تفسير نمونه : ج 3، ص 213.

97-محدّث نورى : روايت نورى : ص 135.

98-طهارت روح : ص 378.

99-اسراء (17): آيه 79.

100-كشف الاسرار: ج 5، ص 623.

101-ر. ك : آل عمران (3)، آيه 190 - 194.

102-رسالة لقاء اللّه ، ص ه‍ - و (پيشگفتار)، و نيز، ص 128.

103-ميزان الحكمه : ج 5، ص 421.

104-وسائل الشيعه : ج 3، ص 555.

105-سفينة البحار: ج 2، ص 46.

106-اسرار الصلوة : ص 129 (عبدالحسين تهرانى ).

107-سجده (32): آيه 16 - 17.

108-تفسير نمونه : ج 12، ص 230.

109-طهارت روح : 383 - 384.

110-سيماى فرزانگان : ج 3، ص 164.

111-مجمع البيان : ج 4 - 3، ص 601.

112-هزا و يك نكته : ص 621، نكته 777.

113-همان ، ص 633، نكته 777.

114-همان .

115-اسرار عبادات : ص 124.

116-رساله لقاء اللّه : ص 168.

117-سيماى فرزانگان : ج 3، ص 169.

118-كشكول شيخ بهايى : ص 7.

119-ميرحامد حسين : ص 55 - 56.

120-كنز العمال : ج 7، ص 7 90، ش 21428.

121-قصه هاى نماز: ص 112 (جلالى عزيزيان ).

122-سيماى فرزانگان : ج 3، ص 163.

123-نوعى چراغ كه در سابق بوده است .

124-گلهاى باغ خاطره : ص 130.

125-امام در سنگر نماز: ص 70.

126-ارشاد القلوب : ج 2، ص 17، (باب 22).

127-رساله لقاءاللّه : ص 129.

128-يك كهكشان اشك : ص 71 - 72 (به نقل از: احياء علوم الدين : ج 2، ص 538).

129-ارشاد القلوب : ج 2، ص 21 - 22 (باب 22).

130-عرفان اسلامى : ج 5، ص 179 - 180.

131-رساله لقاءاللّه : ص 129.

132-رساله لقاءاللّه : ص 130 - 131.

133-فروغ ابديّت : ج 2، ص 519 (به نقل از: سيره ابن هشام : ج 2، ص 208 - 209).

134-سيماى فرزانگان : ج 3، ص 166 (به نقل از: قصص العلماء: ص 73).

135-فاطمة الزهراء عليها السلام از ولادت تا شهادت : ص 220 - 221.

136-سيماى فرزانگان : ج 3، ص 231.

137-على كيست ؟: ص 235.

138-فوائد الرضويّه : ص 440.

139-تفسير سوره يوسف : ص 432 - 534 (احمد بن محمّد بن زيد طوسى ).

140-داستانهاى نماز: ص 22 (مرتضى عطايى )، (منازل الا خرة : ص 23).

141-درس اخلاق مقام معظم رهبرى : ص 48 به نقل از كتاب سجاده عشق نوشته محمد مهدى عليقلى : ص 9.

142-سجاده عشق : ص 90.

143-جلوه اى از خورشيد: ص 95.

144-شمائل النبى : ص 161.

145-رساله لقاءاللّه : ص 130.

146-كنز العمال : ج 7، ص 788، ش 21411.

147-پيشانى و خاك : ص 83.

148-صلاة الخاشعين : ص 86.

149-اخلاق و عرفان در وضو و نماز: ص 181.

150-بحارالانوار، ج 87، ص 165

151-نهج البلاغه فيض ، حكمت 101، ص 1133.

152-ارشاد القلوب ، ديلمى ، باب القناعة .

153-بحارالانوار: ج 82، ص 223.

 

 

 

 

 

عناوین موضوعات
  صفحه اولاخبارمعرفی مركزبانك نماز اثارواسرار نمازآداب نمازروايات نمازآيات نمازنماز اولیاء وابرارمناسبتهانماز و خانوادهشیوه‌های دعوتسایت های اسلامیپرسش وپاسخ نمازكتابشناسي نمازداستان هاي نماز اخبار مركزاحكام نمازاشعار نمازمسجدرادیو اینترنتی آموزش نمازگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
بانك نماز
» كتاب شناسي نماز
» نرم افزار
» مقالات
كتابشناسي نماز
» كتاب شناسي نماز
» كتابشناسی نماز2
» متن كامل تفسير نور به صورت PDF
» حضور قلب در نماز
داستان هاي نماز
» داستان هاي از نماز
» داستان هاي زيبا در باره نماز
» داستانهاى شيرين از نماز شب
» شیرین‌ترین نمازی كه خواندم این است
احكام نماز
» احكام وضو
» احكام تيمّم
» احكام نماز ميّت
» دستور نماز عيد فطر و قربان
اشعار نماز
» وضو
» شعر افعال نماز
» بشتابید -بشتابید ثبت نام شروع شد
» شعر تیمم
رادیو اینترنتی
» رادیو شیعه
» رادیو معارف
» رادیوقران
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS