مركز تخصصی نماز
www.qunoot.net
تفسیر ایه جمعه/یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة
  صفحه اول -> آيات نماز
چاپ صفحه
ارسال صفحه براي دوستان
تفسیر ایه جمعه/یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة1391-4-21

 


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذكر الله و ذروا البیع ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون×فاذا قضیت الصلاة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثیرا لعلكم تفلحون×و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها و تركوك قائما قل ماعند الله خیر من اللهو و من التجارة و الله خیر الرازقین (1).

این سه آیه قسمت آخر این سوره مباركه است كه به نام سوره «جمعه »

نامیده می شود.جمعه به صورت جمعه هم تلفظ می شود.علت اینكه این سوره را جمعه یا جمعه می نامند همین آیه ای است كه در مورد نماز جمعه است.

ابتدا مقدمه ای برای شب و روز جمعه عرض كنم و آن این است كه دراسلام اعیاد سالیانه داریم و عید هفتگی.بعضی اعیاد سالیانه نه به علت حادثه ای كه در آن روزها واقع شده «عید»نامیده شده است بلكه به اعتباروضع خاصی كه در ایام سال دارد عید اسلامی نامیده شده است مانند عیدفطر;و اعیاد دیگری داریم كه به مناسبتهای خاص است مثل مبعث ومولودها.عید هفتگی كه آن هم «عید»نامیده می شود همین شبانه روزجمعه است.در جلسه پیش به مناسبت دیگری به این مطلب اشاره كردم كه در اسلام آن چیزی هم كه عنوان عید دارد باز از مراسم عبادت خالی نیست.عید به معنای پایكوبی و مانند آن در اسلام نداریم.

شبانه روز جمعه اختصاصاتی دارد و برای یك سلسله عبادات اولویتی نسبت به سایر شب و روزها دارد كه معمولا در كتابهایی كه برای دعوات و زیارات نوشته اند ذكر شده است.برای یهودیها هم یك روزخاص روز هفته است كه روز شنبه است و برای مسیحی ها روز یكشنبه.

قهرا این یك وظیفه عمومی است برای همه مسلمین كه این اختصاص وخصوصیت جمعه را حفظ كنند.

در همه دنیا در هر هفته یك روز تعطیل است و یك چنین تعطیلی ای ضرورت دارد.البته ما در اسلام تصریحی نداریم كه حتما شبانه روزجمعه را تعطیل كنیم;در همین آیات می خوانیم كه به مردم اجازه داده شده است كه بعد از مراسم جمعه باز به همان كارها و شغلهای خودشان به عنوان یك امر مباح بپردازند.ولی قهرا دستورهای خاصی كه در روزجمعه هست مثل عبادتهای بدنی یا رفت و آمدها و صله رحم ها كه اگر درجمعه صورت گیرد اجر و ثواب بیشتری دارد،اقتضا می كند كه آن روزی كه مسلمانها می خواهند تعطیل هفتگی خود قرار دهند همان روز جمعه باشد.

تغییر مبدا تاریخ در كشورهای اسلامی

از چیزهایی كه مایه تاسف است این است كه در كشورهای اسلامی غیر از ایران و عربستان سعودی و افغانستان-كه گاهی در ایران خودمان هم این زمزمه را بعضی از نویسندگان می كنند-تاریخ را تغییر داده اند.

اینها البته از دوران استعمار تاریخ خودشان را به تاریخ مسیحی تبدیل كرده اند.از زمانی كه كشور عثمانی كه یك دولت نسبتا مستقل بود متلاشی شد و استعمار انگلستان و فرانسه و برخی كشورهای دیگر نفوذ كرد،یكی از كارهایی كه كردند این بود كه تاریخ اسلامی و هجری را تبدیل به تاریخ مسیحی كردند و هنوز هم به همان صورت است.شما الان اگر در مصر هم بروید كه عاصمه كشورهای عربی اهل تسنن است ماههایشان ماههای فرنگی و تاریخشان تاریخ مسیحی است.برای آنها اینكه الآن سال 1354شمسی و یا 1397 قمری است مفهومی ندارد،آنها فقط سال 1976 رامی شناسند كه مبدا میلاد مسیح است.

البته این،كار بسیار زشتی است.مردم این شعارها را به جهت آثاری كه در روح آنان می گذارد جزء فرهنگ می شمارند و حق هم دارند.امروزه در دنیا به یك سلسله مسائل كه از بعضی جهات هیچ فرقی ندارد ولی ازاین نظر كه عنصری از فرهنگ آن مردم است و در روحیه آن مردم اثرمی گذارد و بلكه روحیه آنان را تشكیل می دهد،فوق العاده اهمیت می دهند.اگر گفته شود مثلا برای تعیین تاریخ یك نامه یا سند،ماهمین قدر می خواهیم بدانیم كه در چه روزی بوده است و بنابراین بایدامری را مبدا قرار داد،دیگر چه فرق می كند كه مبدا،میلاد مسیح باشد یاهجرت پیامبر؟پاسخ این است كه برای آن كار هیچ فرقی نمی كند اما ازجنبه های دیگری فوق العاده فرق می كند.

شما اگر سراغ همین فرنگیها بروید می بینید برای یك سنت بسیار بسیار كوچك،خود را به كشتن می دهند.ببینید همین ایرانیهای خودمان برای اینكه سنتهای ایرانی و به قول خودشان فرهنگ ایرانی رابخواهند زنده كنند،كوشش می كنند كارهایی را كه از اول اول خرافه محض بوده است زنده كنند،چون فكر می كنند كه ملیت ایرانی را بدون اینها نمی توان نگه داشت.مثلا تخم مرغ رنگ كردن در نوروز یك رسم ایرانی است.این كار با اینكه كار چرندی است ولی می گویند برای اینكه این رسم ایرانی و عمومی كه همه مردم به آن خو گرفته اند به صورت یك مشخص روحی ایرانی از غیر ایرانی باقی بماند این رسم تخم مرغ رنگ كردن در نوروز را نگذارید فراموش شود،آن را زنده نگه دارید.درمورد آتش شب چهارشنبه آخر سال-كه نمونه ای از آتش پرستی های قدیم است كه نه تنها چیز خوبی نیست بلكه خیلی چیز بدی هم هست همین را می گویند فقط برای اینكه به قول اینها فرهنگ را(این فرهنگ، معنایش علم و فلسفه نیست بلكه به معنی سنت است)باید زنده نگه داشت.ولی همین آقایان وقتی كه پای تاریخ به میان می آید می گویند حالاچه فرق دارد كه ما مبدا تاریخ را مبدا مسیحی بگیریم یا مبدا اسلامی؟!

مساله تعطیلی جمعه

مساله تعطیلی جمعه هم از آن مسائلی است كه در بعضی كشورهای اسلامی از وقتی كه استعمار آمد آن را تغییر داد.مثلا در پاكستان انگلیسیهااز زمان ورودشان به هند سعی كردند همه سنتهای آنها را به سنتهای خودشان تبدیل كنند.از جمله اینكه روز تعطیل را از جمعه به یكشنبه تبدیل كردند.هنوز هم در پاكستان همین طور است;اگر یك چیزی برگشت،عود دادنش به حالت اول بسیار مشكل است.پاكستان اساسا به نام اسلام مستقل شد،یعنی پاكستان در مقابل هندوستان هیچ جهتی برای اینكه یك واحد مستقل باشد نداشت مگر جهت روحی و معنوی و فكری و ایمانی كه ما مسلمانیم و شما هندو هستید و از نظر فرهنگ معنوی ازیكدیگر جدا هستیم و نمی خواهیم با شما زندگی كنیم و می خواهیم مستقل شویم. در عین حال اینها كه در مقابل هندیها آنقدر مقاومت كردندهنوز این سنت مسیحی را در میان خودشان حفظ كرده اند;مبدا سالشان مبدا مسیحی و تعطیل هفتگی آنها هم یكشنبه است.

این را عرض می كنم برای این كه ما باید توجه داشته باشیم به نغمه هایی كه كم و بیش در مجله ها و در مقالات ادبی و به اصطلاح علمی و نیمه علمی شنیده می شود.می نویسند این برای ایران سبب ركودكارهاست كه تعطیلات خودمان را جمعه قرار بدهیم در حالی كه اكثریت مردم دنیا كه ما با آنها سر و كار داریم تعطیلاتشان یكشنبه است.آن وقت مامجبوریم كه در هفته دو روز تعطیل داشته باشیم،روز جمعه به خاطرخودمان و روز یكشنبه برای اینكه دنیا تعطیلی دارد.پس ما برای اینكه كارمان بیشتر جریان داشته باشد،بیاییم تعطیلی جمعه را تبدیل به یكشنبه كنیم.درباره تاریخ هم می گویند:اكثریت مردم دنیا سال مسیحی را انتخاب كرده اند ولی ما سال هجری را انتخاب كرده ایم و این اسباب زحمت است كه ما تاریخ خودمان را به هجری بنویسیم و آنها به مسیحی،پس بیاییم تاریخ هجری را به تاریخ مسیحی تبدیل كنیم.اینها همه مقدمه جذب شدن و مقدمه هضم شدن فرهنگی در هاضمه دیگران است.

مطلب دیگر كه این آیه در آن مورد است نماز جمعه است.اساساجمعه و حتی اسم «جمعه »هم اسم اسلامی است یعنی قبل از اسلام این روز به نام روز جمعه نامیده نمی شد;اسمهای دیگری ذكر كرده اند.خوداسلام این اسم «جمعه »را گذاشت و چه اسم خوبی است.در میان اسمهای هفته كلمه «سبت »(شنبه)ریشه یهودی دارد و كلمه «جمعه »یك لفظ عربی است و عربی الاصل است و این نشان می دهد كه چرا این روز به نام جمعه نامیده شده است;به این دلیل كه روز اجتماع مردم بوده است.درروزهای دیگر،هر كس به دنبال كار اختصاصی خودش است،و در مدارشخصی خودش می چرخد.یك روز در هفته به این كار اختصاص داده شده است كه افراد دور یكدیگر جمع شوند.در ایام هفته هر كس در یك مسیر و مداری است;روزی هم باید باشد كه افراد دور هم جمع شوند،روز اجتماع.برای این روز یك كار بسیار بزرگ در اسلام تاسیس شد كه فوق العاده كار مهمی بود و آن مساله «نماز جمعه »است.

نماز جمعه چه نمازی است؟نماز جمعه همان نماز ظهر است درروز جمعه با كیفیت خاصی و به عبارت دیگر نمازی است در روز جمعه جانشین نماز ظهر.نماز ظهر چهار ركعت است و نماز جمعه دو ركعت،ولی به جای آن دو ركعت دیگر،دو خطبه قرار داده شده است.در احادیث ائمه علیهم السلام این تعبیر به طور مكرر آمده است كه فرموده اند:«جعلتا مكان الركعتین » (2) دو خطبه جمعه جانشین آن دو ركعت شده است و نكته قابل توجه این است كه قرآن از آن دو خطبه با اینكه منبر و سخنرانی است،مانند نماز تعبیر به «ذكر الله »كرده است.

نماز جماعت و نماز جمعه

در اینجا برخی خصوصیات نماز جماعت و نماز جمعه را ذكرمی كنم.می دانیم نماز جماعت در اسلام سنت بسیار مؤكدی است ولی مستحب است نه واجب،مگر اینكه به شكل اعراض از جماعت باشدیعنی كسی به هیچ شكلی در هیچ جماعتی شركت نكند كه این كارش حرام است و اگر زمانی باشد كه حكومت،حكومت اسلامی باشد چنین فردی را مجبور به شركت در جماعت می كنند.پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله حتی قصد كردند كه خانه كسانی را كه اعراض از جماعت داشتند خراب كنند;

فرمودند:شركت نكردن به طور مطلق در جماعت مسلمین نوعی نفاق است.به هر حال مساله نماز جماعت یكی از خصوصیاتش این است كه فی حد ذاته مستحب است.

خصوصیت دیگر نماز جماعت این است كه نماز جماعت را به صورت متعدد هم می شود اقامه كرد;یعنی در یك شهر،مسجد هر محلی و مسجد جامع شهر هر كدام می توانند نماز جماعت مستقلی داشته باشند.

در شیعه گاهی یك مسجد ده تا نماز جماعت دارد كه این دیگر تقریبا نمازتفرقه است.برخی نماز جماعت های شیعه شده است نمازهای تفرقه،چون در بسیاری از مساجد چندین نماز جماعت بر پا می شود.

خصوصیت سوم این است كه نماز جماعت با نماز فرادی اختلاف زیادی ندارد،همان نماز فرادی است كه به صورت جمعی خوانده می شود و تفاوت فقط در این جهت است كه امام،قرائت یعنی حمد وسوره را می خواند و مامومین استماع می كنند.امام نیابت می كند از آنها درقرائت حمد و سوره.البته مامومین در حركات و سكنات و اذكار و اورادهم باید پیرو و تابع امام باشند،قبل از امام به ركوع نروند،قبل از امام به سجود نروند و ذكری نگویند.

ولی نماز جمعه یك نماز جماعت خاص است.اولین تفاوت آن بانماز جماعت این است كه واجب است،جز بر افرادی كه عذر داشته باشندمثلا مریض باشند.همچنین بر زنان هم واجب نیست،مثل جهاد است كه بر زنان،مریضها و مسافران و چند دسته دیگر واجب نیست ولی بر باقی مردان واجب است كه شركت كنند. فرق دیگر نماز جمعه با نماز جماعت این است كه بر خلاف نمازجماعت كه در یك شهر مسجد هر محلی می تواند یك نماز جماعت داشته باشد، نماز جمعه را در یك شهر به صورت متعدد نمی شود اقامه كرد;یعنی یك نماز جمعه باید اقامه شود و بس.این كه می گوییم یك شهر،ملاك یك شهر نیست.بر مكلفین اگر فاصله آنها از دوازده كیلومتر بیشترنیست،واجب است كه شركت كنند.این را در نظر داشته باشید كه مردم قدیم كه پیاده و یا با الاغ و اسب و قاطر می آمدند برای طی دوازده كیلومترحداقل دو ساعت در راه بودند.دو ساعت می رفتند و دو ساعت بر می گشتند كه رفت و آمدشان چهار ساعت طول می كشید.

مساله دیگر این است كه در فاصله كمتر از شش كیلومتر،تشكیل دادن نماز جمعه دیگر حرام است;یعنی اگر نماز جمعه ای در این نقطه تشكیل می شود،تا شش كیلومتر كسی حق تشكیل نماز جمعه را ندارد.

آن وقت قهرا می شود یك نماز عمومی.وقتی كه تا شعاع دو فرسخ،آمدن مردم واجب است و در شعاع یك فرسخ تشكیل دادن نماز جمعه دیگرحرام است و شركت در نماز جمعه هم واجب است،معنایش این می شودكه در هفته یك روز،همه مردم به استثنای معذورها و به استثنای زنها و به استثنای كسانی كه وظیفه شرطه گری و مانند آن دارند كه حضورشان دركوچه ها و خیابانها برای حفظ امنیت مردم لازم و ضروری است،در یك نماز عمومی شركت می كنند.حتی زندانیهای شرعی واقعی را باید اززندان تحت مراقبت مامورین بیاورند و در نماز جمعه شركت بدهند وپس از انجام نماز به زندان برگردانند.این قدر این كار ضروری است.

آیا این فقط برای به جماعت خواندن یك نماز است؟خواندن نماز به جماعت كه در تمام ایام هفته هست.البته می شود گفت این هم خودش فلسفه ای است كه هفته ای یك بار همه یك جماعت بخوانند.ولی اگر تنها فلسفه اش جماعت خواندن عمومی می بود،دیگر وضع نماز ظهر عوض نمی شد،تبدیل به نماز جمعه نمی شد.تبدیل شدنش چنانكه گفتیم به این صورت است كه چهار ركعت تبدیل شده است به دو ركعت و به جای آن دو ركعت دیگر دو خطبه ایراد می شود.

یك وقت در سخنرانیهایی در سابق تحت عنوان «خطابه و منبر»

بحث كردم (3) و آنجا این مطلب را گفتم كه اسلام یگانه دینی است كه سخنرانی جزء فریضه دین در آن قرار گرفته است و سر اینكه مساله خطابه و سخنرانی در اسلام نسبت به همه دنیا خیلی پیشرفت كرد-كه البته درشیعه یك وجه علاوه ای هم دارد كه مساله ذكر مصیبت امام حسین علیه السلام است-همین است كه اساسا خطابه خواندن در متن اسلام و جزء عبادات اسلام است،خصوصا برای زمامداران و آن كسانی كه می خواهند اقامه جماعت كنند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله تا وقتی كه در مكه بودند در حال خفازندگی می كردند و چون دائما در شكنجه بودند برایشان امكان تشكیل نماز جماعت نبود چه رسد به نماز جمعه،ولی هنوز وارد خود مدینه نشده بودند و در همین محلی كه امروز«قبا»نامیده می شود چند روزی اقامت كرده بودند كه جمعه رسید;در همین محل مسجد قبا كه الان درمدینه است، اولین جمعه در اسلام تاسیس شد.این مسجد قبا خیلی مسجد عزیزی است برای اسلام. مسجدی است كه قرآن به عظمت آن شهادت داده است:«لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم »یعنی از اولین روزی كه تاسیس شده است،هیچ غش و دغلی در كار آن نبوده است،برپایه تقوا این مسجد تاسیس شده است.«لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه رجال یحبون ان یتطهروا و الله یحب المطهرین » (4).

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله خطبه های خود را بیشتر در همین نماز جمعه هاایراد می كرده اند و مسائل مهم را در نماز جمعه ها به مردم عرضه می داشتند.قسمت عمده خطبه های امیر المؤمنین علیه السلام كه در نهج البلاغه است خطبه هایی است كه در نماز جمعه ایراد شده است.دلایل تاریخی براین امر زیاد است كه یكی را عرض می كنم.در یكی از خطبه ها هست كه گفته اند آخرین خطبه ای است كه امیر المؤمنین علیه السلام به صورت خطبه یعنی در منبر ایراد كرده اند.البته كلمات امیر المؤمنین منحصر به خطبه نیست.وصایا دارند یا مسائلی كه در مجلسی بیان كرده اند و ضبط شده است.حضرت در آن خطبه آخر مردم را تحریض می كنند برای اینكه علیه معاویه حركت كنند و بروند و خطر معاویه را برای مردم بازگو می كنند وبعد به یاد یاران باوفا و خالص گذشته خود می افتند.در همان منبرمی گویند:«این عمار؟و این ابن التیهان؟و این ذو الشهادتین؟» (5) كجاست عماریاسر!یعنی ما حالا عمار یاسری نداریم،كه وقتی حضرت اینها را گفتند وبه یاد این دوستان خالصشان افتادند،در منبر شروع كردند به گریه كردن.

حضرت خیلی خطبه مؤثری در آنجا ایراد كردند به طوری كه مردم فوق العاده گریستند و بعد از آن بود كه عده زیادی هم حركت كردند و به نخیله كوفه رفتند و در آنجا چادر و پرچم زدند و آماده شدند.تاریخ می نویسد:«فما دارت الجمعة حتی ضربه الملعون ابن ملجم » (6) این جمعه به جمعه بعد نرسید كه ضربت ابن ملجم به حضرت وارد شد.این نشان می دهد كه خطبه مذكور در روز جمعه بوده است.

بعدها هم این كار بوده است،منتها دیگران چون چنین قدرت وتوانایی را نداشته اند دیگر چیزی به نام خطبه و خطابه از آنها باقی نمانده است كه قابل توجه باشد.در دوره ابو بكر نماز جمعه اقامه می شد وهمچنین در دوره عمر.

از جمله خصوصیات خلافت عثمان این است كه شاید دو سه روزبود كه خلیفه شده بود روز جمعه پیش آمد.بالای منبر رفت.چشمش كه به جمعیت افتاد زبانش بند آمد.نتوانست سخنی بگوید و پایین آمد.وقتی پایین آمد این جمله را گفت:«انتم الی امام عادل احوج منكم الی امام خطیب » (7) شما به یك پیشوای عادل بیشتر احتیاج دارید تا به یك پیشوای سخنور.

مروان حكم گفت:اگر همین دو كلمه را بالای منبر گفته بودی خیلی خطیب خوبی بودی;یعنی خوب بود همین دو كلمه را بالای منبرمی گفتی،چرا پایین گفتی؟البته او نه عادل بود و نه خطیب،ادعایی بود كه می كرد.

پی نوشتها

1.جمعه/9-11.

2.وسائل الشیعه،ج 7/ص 331.

3.[این سخنرانی در كتاب ده گفتار چاپ شده است.]

4.توبه/108.

5.نهج البلاغه،خطبه 182.

6.مناقب،ج 3/ص 194.

7.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج 13/ص 13.

عناوین موضوعات
  صفحه اولاخبارمعرفی مركزبانك نماز اثارواسرار نمازآداب نمازروايات نمازآيات نمازنماز اولیاء وابرارمناسبتهانماز و خانوادهشیوه‌های دعوتسایت های اسلامیپرسش وپاسخ نمازكتابشناسي نمازداستان هاي نماز اخبار مركزاحكام نمازاشعار نمازمسجدرادیو اینترنتی آموزش نمازسایت جدید مركز تخصی نمازگالريدفتر ميهمانانتماس با ماجستجومدیریت
بانك نماز
» كتاب شناسي نماز
» نرم افزار
» مقالات
كتابشناسي نماز
» كتاب شناسي نماز
» كتابشناسی نماز2
» متن كامل تفسير نور به صورت PDF
» حضور قلب در نماز
داستان هاي نماز
» داستان هاي از نماز
» داستان هاي زيبا در باره نماز
» داستانهاى شيرين از نماز شب
» شیرین‌ترین نمازی كه خواندم این است
احكام نماز
» احكام وضو
» احكام تيمّم
» احكام نماز ميّت
» دستور نماز عيد فطر و قربان
اشعار نماز
» وضو
» شعر افعال نماز
» بشتابید -بشتابید ثبت نام شروع شد
» شعر تیمم
رادیو اینترنتی
» رادیو شیعه
» رادیو معارف
» رادیوقران
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
رمز عبور خود را فراموش کرده ايد؟

خبرنامه
  
اشتراک قطع اشتراک
 RSS